فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
[Avaye Golpa] The Monarch  Avaz in Iran

نخستین جشنواره وبلاگ‌هاو سایت‌های موسیقی عصر جمعه، 17 تیر با حضور جمعی از اهالی موسیقی، اعضای‌هیئت مدیره خانه موسیقی و داوران این جشنواره و رئیس خانه هنرمندان در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار و برگزیدگان بخش‌های مختلف معرفی شدند.


به گزارش همشهری‌آنلاین این مراسم که با اجرای خوب علیرضا پورامید همراه بود، ابتدا با سخنان سجاد پورقناد،‌ دبیر جشنواره،  آأغاز شد که گزارشی از روند برگزاری این جشنواره ارائه داد و گفت که  نزدیک به 60 اثر به دفتر جشنواره رسید.

او با تاکید بر استقلال جشنواره وبلاگ‌ها و عدم وابستگی آن به هیچ نهادی از خانه موسیقی و معاونت اجتماعی شهرداری تهران به خاطر حمایت از این جشنواره قدردانی کرد.

در ادامه داریوش پیرنیاکان، به عنوان سخنگوی خانه موسیقی با تاکید بر گستردگی اهدافی که در اساسنامه خانه موسیقی پیش‌بینی شده است،‌ از جمله هدف‌های این نهاد موسیقایی را کمک به گسترش رسانه‌های موسیقی ذکر کرد و کمک به وبلاگ‌ها و راه‌اندازی این جشنواره را از جمله هدف‌های این نهاد عنوان کرد.

محمدرضا فیاض هم به عنوان نماینده هیئت داوران به ایراد سخن پرداخت و بیانیه هیئت داوران این جشنواره را برای حاضران قرائت کرد.

در بیانیه هیئت داوران که به ترتیب الفبا به امضای پیمان سلطانی، آروین صداقت‌کیش،حمیدرضا عاطفی، محمدرضا فیاض، سید ابوالحسن مختاباد و آقای مطلایی (داور عکس) رسیده آمده است:

نگاهی ولو به اجمال به مجموع آمار بازدیدکنندگان سایت‌ها و وبلاگ‌های حوزه‌ی موسیقی در ایران و مقایسه آن با شمارگان نشریات مکتوب این عرصه، آشکارکننده نکته مهمی است: جفاکارانه است این میدان فراخ را «مجازی» بنامیم و آن کوچه کم تردد- و البته پراهمیت- را حقیقی؛ حقیقت اصلی اینجاست که به مدد دستاوردهای فن آورانه، برای نخستین بار سپهر عمومی گسترده‌ای بر فراز حیات موسیقایی ایران شکل گرفته که در آن جوان هنرجوی موسیقی در شهرستانی دور همان اندازه می‌تواند به ایفای نقش بپردازد که شناخته شده‌ترین چهره‌‌های هنری پایتخت. اهمیت موضوع زمانی افزوده می‌شود که در نظر داشته باشیم که این حوزه‌ی همگانی، دیگر نه بر مبنای تک‌گویی، که با تضارب آرا و سلیقه‌ها ساخته می‌شود. این دنیای تنها به اصطلاح «مجازی»، به راستی چهارراهِ پرترددِ آرا وآمال و گرایش‌هاست.

آیا این افق گسترده اطلاعات و مباحثات و تمایلات رنگارنگ، به ارتقای حیات موسیقایی ایران یاری خواهد رساند؟ این پرسشی نیست که پاسخ از پیش آماده‌ای داشته باشد؛ فردا از کنش‌های امروز ساخته می‌شود؛ بر این مبنا، هیئت داوران کوشیده با معرفیِِ کوشندگان اثرگذارتر این حوزه، به نوبه خود در غنای هرچه بیشتر فرآیندهای موسیقایی کشور، گامی برداشته باشد.
ما داوران «نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی ایران» ، پس از بررسی آثار منفرد رسیده به دبیرخانه‌ی جشنواره و رصد بخشی از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی فارسی زبان، پیش از هر چیز اعلام می‌داریم که بررسی‌های صورت گرفته‌ به ویژه در بخش‌های شش گانه به جز وبلاگ و وب‌سایت برگزیده، بیشتر بر محتوای اثر فرستاده شده متمرکز بوده است. علاوه بر این چون در بخش وبلاگ و وبسایت برگزیده روش بررسی بر اساس رصد هیات داوران بوده است غیر ممکن نیست اگر واحدی از چشم ما پنهان ما مانده باشد؛ این موضوع به‌ویژه در مورد وبلاگ‌ها احتمال بیشتری دارد.

ما داوران این جشنواره اعلام می‌داریم با وجود اینکه فراوانی فعالان حوزه‌ی مجازی و تعدد دیدگاه‌های موجود در این حوزه بسیار فراتر از حد انتظار ما بود، اما تولیدمحتوا متناسب با آن فراوانی نیست. به بیان دیگر اکنون مولفان و خلاقان در این دنیا بخشی اندک از کل فعالان را تشکیل می‌دهند.

بر این اساس کمیته‌ داوران که با هدف بهبود بخشیدن به روندهای موجود در جهان مجازی موسیقی از طریق برگزیدن برخی نمونه‌های برتر دست به انتخاب از میان آثار فرستاده شده و موجود زده است ذکر چند نکته را ضروری می‌داند:
نخست؛ ضمن اذعان به اینکه دنیای مجازی روش‌های مخصوص به خود را دارد و شیوه‌های انتقال اطلاعات در آن هنوز در حال تکمیل شدن است و با در نظر گرفتن این که فضای مجازی با وجود عمر کم تغییرات بسیار سریع و عمیقی را تجربه می‌کند؛ ما معتقدیم که افزایش دانش تخصصی و -در بعضی موراد- عمومی موسیقی به بهبود کیفیت محتوایی یاری زیادی خواهد رساند.
دوم؛ با احترام به فضای تجربه‌گرایانه‌ی کنونی در وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی توجه فعالان این حوزه را به تعمق در آثار و روش‌های همکاران غیر فارسی زبان و نویسندگان نشریات کاغذی جلب می‌کنیم. چرا که معتقدیم این انتقال تجربیات به توانمندتر شدن کل جریان کمک خواهد رساند.

سوم؛ توجه شما را جلب می‌کنیم به این که دنیای موسیقی‌نویسی مجازی که زیرمجموعه‌ای خُرد از نویسندگی در جهان مجازی است، خودش شاکله‌ی خود را تعریف می‌کند. بنابراین هیچ چیز به اندازه‌ی ارزشمندی محتوای ارائه شده و خلاقیت در روش‌های ارائه‌ی آن اعتبارش را افزایش نمی‌دهد. از این گذشته یادآوری می‌کنیم که اگر به اندازه‌ی کافی خلاق باشیم ممکن است حتا روش‌های اعتبار آفرینی جدیدی را هم معرفی کنیم. بدین ترتیب بهتر است بی‌هراس تجربه کنیم و از بازخوردها بیاموزیم و روندها را بهبود ببخشیم.

چهارم؛ هر چند امروزه از امکنات بی‌بدیل تعامل در فضای اینترنت برای بهبود محتوا کمتر استفاده می‌شود و تا آنجا که می‌دانیم خوانندگان کمتر رغبتی به مشارکت در مورد محتوای یک مطلب دارند، اما از نظر دور ندارید که متن‌های نوشته شده در فضای مجازی برخلاف نمونه‌های کاغذیشان می‌توانند پویا بوده و براساس نظرات جدید مداوم اصلاح شوند.
پنجم، با همه ی رشد فن‌آوری، نقش دانش و آگاهی موسیقایی در ساختار محتوای با ارزش نه تنها کمرنگ نشده است بلکه بررسی‌های ما نشان داد که هر کجا ترکیبی از توانایی‌های فن‌آورانه با دانشی درخور ترکیب شده، لاجرم نتیجه‌ای قابل توجه یافته است.

هیات داوران «نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی ایران» ضمن تشکر از همه‌ی شرکت‌کنندگان در جشنواره و سپاس از برگزارکنندگان و حامیان، توجه مسئولان امر را به اهمیت این حوزه از انتشارات جلب کرده و یادآوری می‌کند که موسیقی‌نویسی مجازی امروز دست‌کم از لحاظ کمی برتری انکارناپذیری به نشر سنتی درباره‌ی موسیقی یافته، هر چند به لحاظ کیفی وضعیت را تقریبا برعکس می دانیم، شایسته است که از این پس توجه بیشتری،از طریق به رسمیت شناختن و استفاده‌ی با رعایت حقوق معنوی از دست‌آورد‌های فعالان آن، به این حوزه معطوف شود تا از لحاظ کیفی نیز جایگاهی بهتر بیابد.

سپس  گروه "مهتاب رو" به سرپرستی وصال عربزاده و خوانندگی وحید تاج قطعاتی را در دستگاه اصفهان اجرا کردند و در پایان افراد زیر جوایز و لوح تقدیر را از دست اعضای هیئت مدیره خانه موسیقی دریافت کردند:

بخش مقاله:

نفر برگزیده: آقای علی شریفی برای مطلب « عارف قزوینی در یک نگاه کلی»  منتشر شده در «وبلاگ آوای گلپا»
تقدیر از آقای شاهین مهاجری برای مطلب « فواصل زمانی» از سایت «گفتگوی هارمونیک»
تقدیر از آقای علی نوربخش برای مطلب « نقش و جایگاه استاندارد در نوازندگی» از سایت «گفتگوی هارمونیک»

 


بخش نقد:
 نفر برگزیده، آقای امیرعلی پور ، برای مطلب « اندر حکایات ما و استاد» منتشر شده در سایت «امیر عود»


بخش مصاحبه:
 نفر برگزیده آقای کامیار صلواتی، برای مطلب « گفت و گو با پویا سرایی » منتشر شده در سایت «نشریه اینترنتی چکاوک»


بخش گزارش:
نفر برگزیده خانم راحله سجودی گیلوایی برای مطلب « گزارشی از اجرای در امتداد اصوات از گروه نوژان» منتشر شده در «مجله موسیقی ملودی»


بخش یادداشت :
 با توجه انتقال برخی از آثار ارسال شده در این بخش به بخش های دیگر، هیئت داوران هیچ کدام از آثار ارسالی را واجد شرایط برای معرفی به عنوان اثر برگزیده ندانست.


بخش عکس:
 نفر برگزیده آقای کوروش جوان برای گزارش تصویری منتشر شده در سایت «موسیقی ایرانیان»


سایت برگزیده:
وبسایت موسیقی ایرانیان

وبلاگ برگزیده:

هیئت داوران هیچ وبلاگی را شایسته دریافت جایزه بهترین وبلاگ موسیقی ندانست و از چهار وبلاگ “موسیقی زمان ما”، “فلوت سحر آمیز”، “کولی نامه” و “موسیقی ما”  برای تلاش شان تشکر کرد.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
بخش جنبی جشنواره


بخش یادداشت:
نفر برگزیده خانم سمیه قاضی زاده  برای مطلب«علیرضا افتخاری چگونه چهره ماندگار شد؟» منتشر شده در «سایت خبر آنلاین»


بخش مصاحبه:
تقدیر از خانم راضیه غنجی برای مطلب «با سوز تنبور به آرامش می‌رسم» منتشر شده در «وبسایت روزنامه ایران»
نفر برگزیده خانم آزاده فضلی برای مطلب «گفتگوی تفضیلی با معاون هنری ارشاد» منتشر شده در«خبرگزاری برنا»


بخش گزارش: نفر برگزیده خانم صبا رادمان برای مطلب « اجرایی که ندرخشید» منتشر شده در «سایت انجمن موسیقی»

 

منابع: مهر، همشهری آنلاین، گفتگوی هارمونیک و موسیقی ایرانیان

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 تیرماه 1390

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 11:15 |

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

بـنــده  طلـعــت  آن  باش  که  آنی  دارد

چشمه چشم مرا ای گل خنـدان دریاب

کـه به امـیـــد تـو خـوش آب روانی دارد

 رایحه ای  نغز، دل انگیز و عاشقانه که برخاسته از اعماق وجود حضرت حافظ است را به مشام دل صاحب دلان عزیز می رسانیم و در خدمت دوستان خواهیم بود. در این پست با یکی از آوازهای زیبای استاد گلپا در خدمت خواهیم بود.

بزم شاعران

آمـدی با تـاب گیــسـو تـا کـه بی تابـم کنی

زلف بر یک سـو زدی تا غـرق مهـتـابم کنی

آتـش از برق نگـاهـت ریخـتـی بـر جـان من

خـواسـتـی تـا در میـان شعـله ها آبم کنی

رفتی از پیشم که دور از چشم خود تا نیمشب

بـا نـوای لـای لـای گــریـه ها خـوابـم کـنـی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

بزم شاعران

هنرمندان : استاد اکبر گلپایگانی (آواز) ، استاد فرهنگ شریف (تار) ، استاد اسدالله ملک (ویولن)

استاد منصور صارمی (سنتور) ، استاد محمد اسماعیلی ( تنبک)

آواز در دستگاه شور - گوینده: رضائیان - غزل آواز: مهدی سهیلی

تاریخ ضبط: 1345/12/5

دانلود بزم شاعران

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

بزم شاعران

هنرمندان : استاد اکبر گلپایگانی (آواز) ، استاد فرهنگ شریف (تار) ، استاد اسدالله ملک (ویولن)

استاد منصور صارمی (سنتور) ، استاد محمد اسماعیلی ( تنبک)

آواز در دستگاه شور - گوینده: رضائیان - غزل آواز: مهدی سهیلی

تاریخ ضبط: 1345/12/5

دانلود بزم شاعران

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 22 اردیبهشت ماه 1390

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 10:36 |

 ای خدا از عاشقان خشنود باد

عاشـقـان را عاقبـت محمود باد

عاشـقـان را از جمالت عیــد باد

جانشان در آتشت چون عود باد

با کلامی دلکش، زیبا و موزون که با مضامینی عاشقانه و عارفانه همراه شده است و اثر صفای باطن حضرت مولاناست آغاز سخن می کنم و در خدمت دوستان صاحب دل خواهم بود.

در این پست باز هم از سه استاد برجسته موسیقی آوازی ایران که هر کدام مربوط به یک نسل هستند یاد خواهیم کرد. بدون شک استادان سید حسین طاهرزاده، ادیب خوانساری و اکبر گلپایگانی جزء تاثیرگذارترین اساتید در آواز ایرانی محسوب می شوند و در عین حال با اینکه هرسه برخاسته از یک مکتب هستند اما هرکدام جایگاه و ویژگی خاص خود را دارند و صاحب سبک می باشند.

موضوع این پست آواز حسینی شور است که استاد طاهرزاده با یک شعر خاصی و با یک طرز بخصوصی آن را در قرن گذشته اجرا کرده بودند و پس از سالها استادان ادیب خوانساری و اکبر گلپایگانی در یک محفل خصوصی به یاد استاد طاهرزاده آن را اجرا کرده اند.

آواز شور (حسینی)

فـریـاد از آن نرگـس مستـی که تو داری

آه از دل بیــگـانه پـرســتــی که تـو داری

تـرسم که یـکـی ز اهـل وفـا زنــده نماند

در کشتن این طایفه دستی که تو داری

روزگار و هرچه در وی هست بس ناپایداراست

ای شـب هـجــران تـو پنـداری بـرون از روزگاری

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

آواز حسینی

هنرمندان : استاد سید حسین طاهرزاده (آواز) ، استاد میرزا اسدالله خان (تار)

صفحه گرامافون به شماره 12107-7 ضبط شده در لندن

سال اجرا: 1288 هجری شمسی

دانلود صفحه حسینی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

همانطور که اشاره رفت سالها بعد استادان ادیب و گلپا در یک محفل خصوصی و بیاد استاد طاهرزاده این آواز را بدون ساز اجرا کرده اند. قبل از اجرای آواز استاد گلپایگانی توضیحاتی در مورد استاد ادیب و سبک ایشان و این آواز ارائه می دهند.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

آواز حسینی

هنرمندان : استاد ادیب خوانساری (آواز) ، استاد اکبر گلپایگانی (آواز)

اجرای خصوصی ضبط شده در منزل استاد ادیب خوانساری

سال اجرا: 1354 هجری شمسی

دانلود آواز حسینی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 فروردین ماه 1390

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 10:10 |

مــژده ای دل که دگـــر بـاد صبــا بـاز آمد

هدهد خوش خبـر از طـرف سبـا باز آمد

برکش ای مرغ سحر نغمه ی داوودی باز

که سلـیــمان  گـل از بـاد  هـوا  بـاز  آمد


با کلامی موزون، زیبا، روح پرور و دلکش که اثر دل حساس عاشقی پر جوش و خروش چون خواجه شمس الدین محمد حافظ است آغاز سخن می کنم و با پستی دیگر در خدمت دوستان یکرنگ و صاحب دل خواهم بود. پیشاپیش نوروز و عید خجسته باستانی را به خدمت یکایک دوستان و سروران عزیز تبریک و تهنیت عرض می نمایم و از درگاه حضرت دوست برای همه دوستان اهل دل، سالی پربار و نکو همراه با سلامی و عافیت مسئلت دارم و امیدوارم سال پربار و مفیدی را در تمامی زمینه ها، خصوصاً هنر ، ادبیات و موسیقی پیش رو داشته باشیم.

بهار آمد بهار آمد که عالم بوی جان گیرد
بنال ای بلبل عاشـــق که یار گلعذار آمد

 

برای این پست یکی از برنامه های جالب شما و رادیو را در نظر گرفته ام که به عنوان عیدی تقدیم همه دوستان عزیز خواهم کرد. در این برنامه جالب، استاد جواد بدیع زاده تفألی به دیوان حافظ می زنند و غزلی را که فال زده اند، استاد اکبر گلپایگانی در دستگاه سه گاه به زیبایی هرچه تمامتر اجرا می کنند.

آواز سه گاه

تاب بنـفـشـه می دهــد طـره مشــک سـای تو

پـرده ی غنــچـه می درد خـنـــده دلگــشــای تو

ای گل خوش نسیم من بلبل خویـش را مسـوز

کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو

شاه نشـیــن چشم من تکیــه گه خیـال توست

جـای دعـاسـت شـاه مـن بی تـو مبــاد جای تو

 

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برنامه شما و رادیو

خواننده: استاد اکبر گلپایگانی

نوازندگان: استاد فرهنگ شریف (تار) - استاد امیرناصر افتتاح (تنبک)

غزل آواز: حافظ

به اهتمام و حضور استاد جواد بدیع زاده

دانلود برنامه شما و رادیو

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 اسفندماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 10:6 |

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگز از یاد من آن سـرو خرامان نرود

آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود از دل و از جان نرود

بیان موزون، زیبا و رایحه ی عاشقانه حضرت حافظ ، دل انگیز طلیعه ای است بر این پست که با سالروز تولد بزرگ مرد آواز ایران، استاد اکبر گلپایگانی مقارن شده است. این روز مبارک و خجسته را خدمت استاد اکبر گلپایگانی و همه دوست داران ایشان تبریک عرض می کنم و به همین مناسبت در خدمت دوستان صاحب دل خواهم بود.

آواز دشتی

خیـال انگـیـــز و جان پـرور چـو بـوی گل سـراپایی

نداری غیـر از این عیـبی که می دانی که زیبایی

منم ابر و تویی گلبن که می خندی چو می گریم

تویی مهر و منم اختـر که می میرم چو می آیی

مه  روشـن  میـان  اخـتــران  پنـهان  نمـی ماند

میـان شاخه های گل مشـو پنـهان که پیــدایی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

آواز دشتی

برگرفته از برنامه گلهای رنگارنگ 574 ب

هنرمندان: استاد اکبر گلپایگانی (آواز)، استاد مجید نجاهی (سنتور)

غزل آواز: مرحوم استاد رهی معیری

دانلود آواز دشتی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

در مورد تصنیف خلق و خالق با صدای استاد گلپا که در پست قبلی تقدیم شد، تعدادی از دوستان اشاره کرده اند که تصنیف فوق در مایه افشاری است نه در دستگاه سه گاه. اما بنده فکر می کنم این تصنیف حالت مرکب دارد و تلفیقی از سه گاه و افشاری می باشد. به عقیده بنده تصنیف از پرده های سه گاه آغاز می شود و در پایان هم فرود به سه گاه احساس می شود. در ضمن در قسمتهایی اشاره به افشاری می شود. در این مورد منتظر دوستان صاحب نظر خواهم بود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 بهمن ماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 10:1 |

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

ای جان ، حدیث ما بر دلدار بازگو

لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

با کلامی نافذ، زیبا و دلکش که برخاسته از دل عاشق خروشان خواجه شمس الدین محمد حافظ است آغاز سخن می کنم و در خدمت دوستان صاحب دل خواهم بود. برای این مجال 3 تصنیف جاودان موسیقی فاخر ایران را در نظر گرفته ام، که از نظر گرامیتان خواهد گذشت.

تصنیف عشق و مستی

همچو چنگی بهر حق بنواختی      تو به خلق و خالقت پرداختی

   غم مخور چون خالقت همراه توست       ای که خون خوردی و با غم ساختی

الهی نبینم که از چشم تو اشک ماتم بریزد

الهی نبینم که از خانه ات عشق و مستی گریزد

خدا تو را از ما نگیرد

دلت ز بی کسی هرگز نمیرد

ناله ی آوای من، ناله ی دل های با غم آشناست

ناله های ساز تو کی ز آه و درد دردمندان جداست

چشم اشک آلود تو چشمه ی پاک خداست

ناله و فریاد تو همچو بغضت بی صداست

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

خواننده: استاد اکبر گلپایگانی

آهنگساز: مرحوم استاد اسدالله ملک

ترانه سرا: بانو مهدخت مخبر

آهنگ در دستگاه سه گاه

دانلود تصنیف عشق و مستی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

-------------------------------------------------------------------------------------

تصنیف کاروان

همه شب نالم چون نی     كه غمی دارم      دل و جان بردی اما       نشدی يارم


با ما بودی ،بی ما رفتی                چو بوی گل به كجا رفتی؟             تنها ماندم، تنها رفتی


چو كاروان رود، فغانم از زمين       بر آسمان رود، دور از يارم        خون می بارم


فتادم از پا به ناتوانی، اسير عشقم چنان كه دانی


رهائی از غم نمی توانم، تو چاره ای كن كه می توانی


گر ز دل برآرم آهی     آتش از دلم خيزد     چون ستاره از مژگانم    اشک آتشين ريزد


چو كاروان رود، فغانم از زمين       بر آسمان رود، دور از يارم        خون می بارم


نه حريفی تا با او غم دل گويم              نه اميدی در خاطر كه تو را جوبم


ای شادی جان سرو روان، كز بر ما رفتی        از محفل ما چون دل ما، سوی كجا رفتي؟


تنها ماندم، تنها رفتی


به كجائی غمگسار من، فغان زار من بشنو بازآ بازآ


از صبا حكايتی ز روزگار من بشنو بازآ، بازآ سوی رهی


چون روشنی از ديده ما رفتی، با قافله باد صبا رفتی


تنها ماندم ، تنها رفتی
 

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

خواننده: مرحوم استاد غلامحسین بنان

آهنگساز: مرحوم استاد مرتضی محجوبی

تنظیم: مرحوم استاد جواد معروفی

ترانه سرا: مرحوم استاد رهی معیری

آهنگ در مایه دشتی

دانلود تصنیف کاروان

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

----------------------------------------------------------------------------------

تصنیف پربسته

نه کسی آید به برم    نه ز کس باشد خبرم    به خدا هر جا گذرم    تو جلوه گری

سـوی تو آورده دلم    به بلا خـو کــرده دلم    به غمـت پرورده دلم    ای رشک پری

به خدا دلخواه منی    به شب من، ماه منی    ز چه رو جانکاه منی    صبرم ببری

تو مرو از محفل من    دل من شد قاتل من    تو مجو از این دل من    دیوانه تری

چون برق بلائی    در خرمن مائی    به بلا کشیم چو بیائی

از آفت جانم         دوری نتوانم      تو بگو، تو بگو چه بلائی

نقش رخت نرود نفسی از یادم

از چه بگوش دلت نرسد فریادم

چو برای تو زنده منم، به هوای تو زنده منم

تا کی عاشق زار بلا کش تو     بسوزد از غم عشق و از آتش تو

دردا دل به تو بستم و غافل از این     که آتشین بود این عشق سرکش تو

خونم را می ریزی   تو با رقیب من آمیزی   ز من چو بخت من بگریزی   زآه من نمی پرهیزی

ماه منی    تو آرزوی دلخواه منی    اگر چه عشق جانکاه منی     جدا ز من کجائی

گر نفسی    به درد بیکرانم برسی     نمی دهی دل خود به کسی     اگر چه بی وفائی

نه کسی آید به برم    نه ز کس باشد خبرم    به خدا هر جا گذرم    تو جلوه گری

سـوی تو آورده دلم    به بلا خـو کــرده دلم    به غمـت پرورده دلم    ای رشک پری

به خدا دلخواه منی    به شب من، ماه منی    ز چه رو جانکاه منی    صبرم ببری

تو مرو از محفل من    دل من شد قاتل من    تو مجو از این دل من    دیوانه تری

دلداده بسی باشد، چون من چه کسی باشد؟

دلداده و دل خسته، آزاده و پربسته   

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

خواننده: مرحوم بانو دلکش

آهنگساز: مرحوم استاد پرویز یاحقی

ترانه سرا: مرحوم استاد اسماعیل نواب صفا

آهنگ در مایه ابوعطا

دانلود تصنیف پربسته

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ جمعه 24 دی ماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:57 |

ما و دل ســودا زده ســرمسـت السـتیم

برگـشــته ز میـخـانه دو آشفـتـه مستیم

با عشق تو دیوانه و با جام تو سرمست

چون نیست شدیم از همه، با عشق تو مستیم

با کلامی موزون و زیبا که با مضامینی عاشقانه و عارفانه همراه است و  اثر طبع زیبای صفای اصفهانی است آغاز سخن می کنم و در خدمت دوستان صاحب دل خواهم بود.

در این پست بحث بر سر همکاری دو هنرمند بی بدیل و صاحب سبک است. استاد مرتضی محجوبی نوازنده بی همتای پیانو و استاد اکبر گلپایگانی خواننده شهیر موسیقی ایران. این دو هنرمند صاحب دل همکاری های زیادی با هم داشته اند. نکته جالب توجه اینست که اختلاف سنی این دو هنرمند چیزی حدود 33 سال است، اما با این وجود چنان پیوند مستحکم، عاشقانه و هنرمندانه ای بین این دو استاد برقرار بوده که قلم از بیان آن عاجز است.

به شهادت گذشتگان و با استناد به آرشيو مكتوب و بازمانده در راديو، استاد مرتضي خان محجوبي (1344 - 1279) از دو جهت منحصر به فرد و يكتا است. از لحاظ نوازندگي ، كه تابه حال كسي در پيانو مانند او نبوده و نيست و از نظر پركاري. مرتضي خان اگر پركارترين و پربارترين هنرمند راديو نباشد، لا اقل از پربارترين هاست. عليرغم همه تحسين ها و تجليل هايي كه از او شده، هنوز يك فهرست كاملا دقيق و مشخص از كارهاي او فراهم نيست.

مرتضي خان محجوبي از آن هنرمندان مكتب رفته ولي "خط " ننوشته بود كه به سر پنجه سحر آميز و آبشار روان احساسش ، نغمه خوان دل عاشقان شد. او در خانواده ای متولد شد كه همه علاقه به موسيقي داشتند. در خانه آنها پيانویی موجود بود و مادرش كمي به اين ساز آشنا بود. استعداد فطري و علاقه مرتضي چنان بود كه خود به تنهايي نواختن "پيش درآمد اصفهان " اثر درويش خان را روي پيانو آغاز كرد . براي پرورش استعداد درخشانش ، نزد دو استاد بزرگ آن زمان به شاگردي گذارده شد در حالي كه 6 سال بيشتر نداشت. اساتيد وي  حسين خان هنگ آفرين و محمود مفخم الممالك بودند.
هنگ آفرين از تحصيل كردگان موزيك نظام بود و در عين آشنايي به مباني موسيقي غرب ، نزد ميرزا عبدالله و ديگر اساتيد رديفها را كار كرده بود و از بهترين نوازندگان سه تار بود. محمود مفخم الممالك نيز كه قبلا در تار شاگرد ميرزا حسينقلي بود از برجسته ترين نوازندگان دوره خود به شمار مي رفت. شيوه تعليم اين دو استاد ، به روش قدما بود. مرتضی خان نزد هنگ آفرين ، معلومات رديفي خود را تكميل مي كرد. در ضمن نزد حاجی خان ضرب گير (عين الدوله) به فراگرفتن تنبك و اصول و تصانيف مي پرداخت و قوت و مايه سازش در نواختن ضربي ها  حاصل آن ايام است. منزل آنان محل تجمع اساتيد و موسيقيدانان معروف بود و به خصوص ميرزا حسين خان اسماعيل زاده نوازنده و استاد كمانچه كه در همسايگي آنان منزل داشت ، از محضر پربار خود ، مرتضي را بهره مي بخشيد. مرتضي خان داراي استعداد و توانايي غير عادي در نواختن پيانو بود. اساتيد زبده ،كار فراوان و محيط خانوادگي مناسب بر اين استعداد علاوه شد و از او نوازنده ای اعجوبه ساخت. هنوز كمتر از ده سال داشت كه در محافل رجال و اعيان كنسرت مي داد و مورد تشويق واقع مي شد.


به همراه برادرش شادروان رضا محجوبی در كافه پدرش واقع در لاله زار كه محل تجمع اعيان و منور الفكرهاي آن زمان بود پيانو مي نواخت. شهرت وي به جايي رسيد كه در ده سالگي به همراه حاجی خان ، مفخم الممالك ، شكر الله خان قهرمانی(استاد تار) و برادرش رضا محجوبی (نوازنده ویولن)، در تالار سينمايي فاروس لاله زار همراه با آواز عارف قزويني كنسرتي برگزار کرد. كساني كه در روحيه و زندگي عارف و به خصوص سختگيري و مشكل پسندي او وارد هستند مي دانند كه پذيرفتن اين طفل كوچك به عنوان همراهي كننده آواز در كنسرت عارف چقدر مهم بوده است. در دوازده سالگي ، او نوازنده ای شناخته شده بود كه به اتمام دوره رديف عالي موفق شده و معلم خصوصي فرزندان بسياري از رجال مملكتي آن ادوار بود.
زندگي او نيز سير و روندي غير عادي داشت. در سيزده سالگي متكفل زندگي خود و خانواده اش شد و آنها را اداره مي كرد و با اساتيدي چون درويش خان ، حسین  طاهر زاده ، حاجی خان و حسین خان اسماعيل زاده كنسرت مي داد .
در بيست سالگي ازدواج كرد و در سال 1307 براي پر كردن صفحه به بيروت ، شام و حلب سفر كرد. از اين سفرهاي متعدد حدود 100 صفحه پر شد كه اكنون تعدادي از آنها در دسترس است. اكثر اين صفحات همراه ويولون ابوالحسن صبا ، حسين خان ياحقي و طاطايي (نوازنده مشهور آن دوران) ، تار مرتضي ني داود و ارسلان در گاهي و عبدالحسين شهنازي و ضرب آقا رضا خان روانبخش است. او با صداي اشخاصي چون جلال تاج اصفهاني ، ملوك ضرابي ، قمرالملوك وزيري ، ملكه حكمت شعار (با نام مستعار م - ب) ، اديب خونساري و بديع زاده و ديگران صفحه پر كرده است كه آثار دلنشيني هستند و هنوز بعد از مدتها كه به گوش مي رسد، تازگي خود را از دست نداده اند. دو صفحه تكنوازی وی در "شور" و "افشاري" نيز باقي مانده است كه نمونه عالي و والايي است از دوران اوج قدرت وي. زندگي او از راه تدريس و تعليم پيانو مي گذشت و در نواختن اين ساز چنان بود كه در بين گذشتگان ، معاصران و آيندگان نيز همتا و رقيبي نيافت. در سال 1319 هنگام تاسيس اداره راديو به اين سازمان وارد شد و تا آخر عمر در آنجا زندگي مي كرد و به همراه قمرالملوك وزيري ، روح انگيز ، نیر اعظم رومی و ديگران مي نواخت و بيشتر خود به تنهايي مي نواخت. مدتي سرپرست برنامه موسيقي راديو بود. از سال 1334 با شروع برنامه گلها ، وارد آن شد و از ستون هاي اصلي و ثابت آن برنامه به شمار مي رفت. وي به تنهايي و با ديگران نوازندگي مي كرد و آهنگ مي ساخت. بيش از نيمي از نوارهاي راديو در آن سالها آثاري از پنجه سحر آميز او را با خود دارند و يادگار هنر وي به شمار مي روند. تصانيف وي نيز با اركستر گلها در همان سالها اجرا شد كه بعضي از آنها هنوز شهرت دارند و از خاطر نمي روند.
آثار وي (آهنگها) را مرحوم غلامحسين بنان ، مرضيه ، حسين قوامي و خوانندگاني ديگر اجرا كرده اند ولي بهترين اجرا گر آثار مرتضي خان ، بنان است كه بسيار مورد علاقه و احترام وي بود. در راديو به همراه نوازندگاني چون : ابوالحسن صبا ، حسين خان ياحقي ، علي تجويدي ، حبيب الله بديعي ، حسين تهراني ، لطف الله مجد ، فرهنگ شريف ، جليل شهناز ، حسينعلي وزيري تبار ، حسن كسايي ، احمد عبادي ، پرویز یاحقی ، رضا ورزنده ، مهدی خالدی  و ... همکاری داشته است. در بین آوازه خوان ها استاد محجوبی با ساز بی بدیل خود صدای خوانندگانی چون ادیب خوانساری، جلال تاج اصفهانی، قمرالملوک وزیری، غلامحسین بنان، عبدالعلی وزیری، حسین قوامی، اکبر گلپایگانی، عبدالوهاب شهیدی، محمودی خوانساری، مرضیه، آذر عظیما و ... را همراهی کرده است.

او جز ء معدود نوازندگان و سازندگان راديو بود كه به خاطر وظيفه اداري و انتفاع مادي آهنگ نمي ساخت و در حقيقت تابع ذوق و دل خويش بود. پس از مرگ او ، صندوق حاوي دست نوشته هاي بسيار و آهنگ هايش (كه پخش و اجرا نشده بودند) در اثر بي مبالاتي از بين رفت و نابود شد. رهي معيري به خط موسيقي او بسيار آشنا بود و قرار بود كه او باقي مانده اين آثار را به خط موسيقي بين المللي برگرداند كه بيماري اجل مهلتش نداد. مرتضي خان ، نوازنده نابغه و حساس كه با آثار خود، جايي مهم در موسيقي ايران براي خود دارد، در تنهايي و قدر نشناسي در گذشت. ديگر همچون او نيامده است و اين كه بيايد يا نه جاي شک است.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

در این قسمت نگاهی گذرا به همکاری های استادان مرتضی محجوبی و اکبر گلپایگانی خواهیم داشت. البته ذکر این نکته لازم است که، آثاری که به آنها اشاره می شود تا به حال شناخته شده و در دسترس می باشند و قطعا آثار دیگری هستند که در دسترس بنده نبوده اند.

1- آوازی در مایه افشاری اجرا شده در برنامه های گلهای جاویدان 145، برگ سبز 95، شاخه گل 101، شاخه گل 143 با مطلع:

ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو

عاشقان محرم رازند نه اغیار بگو

2- آوازی درمایه بیات اصفهان (مرکب خوانی) اجرا شده در برنامه گلهای جاویدان 148 با مطلع:

خون می خورم این چه مهربانیست

جـان می کنـم این چه زندگانیست

 

3- آوازی در مایه شوشتری اجرا شده در گلهای جاویدان 151 با مطلع:

من هر چه دیده ام ز دل و دیده دیده ام

گاهی ز دل بود گلـه ، گاهی ز دیده ام

 

4- آوازی در مایه بیات ترک (بیات زند) اجرا شده در برگ سبز 34 با مطلع:

چه خلاف سـر زد از ما که در ســرای بستی

بر دشمنان نشستی دل دوستان شکستی

 

5- آوازی در مایه دشتی (مثنوی دشتی) اجرا شده در برگ سبز 57 با مطلع:

خواهم ای دل محو دیدارت کنم

جـلـوه گاه  روی  دلـدارت  کنم

 

6- آوازی در مایه دشتی (مثنوی دشتی) اجرا شده در برگ سبز 84 با مطلع:

خـوشا دردی که درمانی ندارد

سری کز عشق سامانی ندارد

 

7- آوازی در مثنوی شور اجرا شده در برنامه های برگ سبز 85 و گلهای رنگارنگ 182 ب با مطلع:

مست مستم ساقیا دستم بگیر

تا  نیـفتـادم  ز  پا  دسـتم  بگیر

 

8- آوازی در دستگاه ماهور اجرا شده در برگ سبز 130 با مطلع:

همه شب بر آستانت شده کار من گدایی

به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی

 

9- آوازی در دستگاه همایون اجرا شده در برگ سبز 150 با مطلع:

امشب شراب خانه رندان خموش بود

نه رنگ در پیاله نه باده به جوش بود

 

10- آوازی در مایه افشاری اجرا شده در گلهای رنگارنگ 225 با مطلع:

در کــوی خـرابـات کـسی را کـه نیــاز است

هشیاری و مستیش همه عین نماز است

 

11- آوازی در دستگاه سه گاه اجرا شده در گلهای رنگارنگ 231 با مطلع:

بـازا که هـنــوز نیـمه جـانی بـاقی است

زان کشته بی نشان نشانی باق است

 

12- آوازی در دستگاه همایون اجرا شده در گلهای رنگارنگ 244 با مطلع:

خوش آنکه حلقه های سر زلف واکنی

دیوانگـان  سلسـله ات  را   رهـا کنی

 

13- آوازی در مایه دشتی (مثنوی دشتی) اجرا شده در گلهای رنگارنگ 246 با مطلع:

خواهم ای دل محو دیدارت کنم

جـلـوه گاه  روی  دلـدارت  کنم

 

14- آوازی در مایه افشاری اجرا شده در گلهای رنگارنگ 247 با مطلع:

افـسـرده از یـار جداییـست دل من

سرگشته افتاده ز پاییست دل من

 

15- آوازی در مایه بیات اصفهان اجرا شده در گلهای رنگارنگ 258 با مطلع:

هر  شب  فزاید  تاب  و  تب  من

وای از شب من وای از شب من

 

16- آوازی در مایه افشاری اجرا شده در گلهای رنگارنگ 260 با مطلع:

خـانـمان  سـوز  بـود  آتـش  آهی  گاهی

ناله ای می شکند پشت سپاهی گاهی

 

17- آوازی در مایه بیات ترک (بیات زند) اجرا شده در شاخه گل 169 با مطلع:

وه که سودای تو آخر سر به شیدایی کشید

قـصـه عشــق نـهـان ما به رســوایی کشید

 

18- آوازی در مایه افشاری و قره باغی اجرا شده در شاخه گل 207 با مطلع:

هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی

وز هــر طـرفی رفـتـم تـو راهـبــرم بودی

 

19- آوازی در دستگاه سه گاه اجرا شده در شاخه گل 218 با مطلع:

سحــر  ز  میـکـده  گریان  و  دردناک  شدم

به راه دوست فتادم چو اشک و خاک شدم

 

20- آوازی در مایه ابوعطا اجرا شده در محفل خصوصی منزل مرتضی خان محجوبی با مطلع:

از عقل و ادب هیچ مگوئید که امروز

جـز حالت شـوریده و دیـوانه ندانیم

 

نکات:

در لیست بالا فقط به برنامه هایی اشاره رفته است که در آنها استاد محجوبی با پیانوشان آواز استاد گلپایگانی را همراهی میکنند و در واقع تعداد زیادی برنامه گلها موجود است که در آنها استاد گلپا آوازی با ساز نوازندگان دیگر اجرا کرده اند و در آن برنامه قطعه ای از تکنوازی پیانو استاد محجوبی گنجانده شده است و در واقع این نوع برنامه ها مد نظر بنده نبوده است، چون همکاری مستقیم به حساب نمی آید.

در بین 20 اجرایی که ذکرش رفت، بر اساس تقسیم بندی دستگاه ها و آوازها (مایه ها) ، ترتیب بیشترین اجراها به شرح زیر است:

1- مایه افشاری: 5 اجرا 

2- مایه دشتی: 3 اجرا

3- دستگاه همایون، دستگاه سه گاه، مایه بیات اصفهان، مایه بیات ترک: 2 اجرا

4- دستگاه شور، دستگاه ماهور، مایه ابوعطا، مایه شوشتری: 1 اجرا

در ضمن همانطور که اشاره شد ممکن است برنامه های دیگری با همکاری این دو استاد گرانقدر به یادگار باقی مانده باشد که در دسترس بنده نبوده اند، لذا از دوستانی که اطلاعاتی در این زمینه دارند، خواهشمندم نظرات و اطلاعاتشان را در قسمت نظرات وبلاگ عنوان بفرمایند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 آذرماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:47 |

یکی از زیباترین برنامه های گلها را برای این پست در نظر گرفته ام که تقدیم همه دوستان و صاحب دلان عزیز می کنم. برنامه گلهای رنگارنگ 227 یکی از برنامه های جذابی است که هنرمندان سرشناسی در آن هنرنمایی کرده اند. در این برنامه استاد گلپایگانی آواز بسیار جذابی را با آوای گرم و گیرایشان در مایه ابوعطا به همراهی تار استاد فرهنگ شریف اجرا می کنند و بانو مرضیه نیز یکی از شاهکارهای آهنگسازی مرحوم استاد مرتضی خان محجوبی را به زیبایی هرچه تمامتر اجرا می کنند.

 آواز استاد گلپا:

گلهای رنگارنگ 227

 

بسـکـه جـان بر آتـش غم سوختـیم                                                       در حـرم رفتـیــم و محــرم سوختـیم

چـون بـرآوردیـم بـا عشـقـــش دمی                                                       دم فـرو بستـیـم و همـدم سوختـیم

آتـش عشقــش چـو در ما در گـرفت                                                        هـر دو عالم را به یک دم سوختــیم

مانـده بـود از غـارت عشقــش دلی                                                        برق دیگر جست و آن هم سوختیم

سـال ها بـا آتـــش غـم ساخـتــیـم                                                         سـال دیگــر ز آتـش غم سوختــیـم

استاد فرهنگ شریف ، استاد اکبر گلپایگانی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

گلهای رنگارنگ 227

هنرمندان : استاد اکبر گلپایگانی (آواز) ، استاد مرتضی محجوبی (پیانو)

استاد فرهنگ شریف (تار) ، استاد حبیب الله بدیعی (ویولن)

آهنگساز: استاد مرتضی خان محجوبی - ترانه سرا: استاد رهی معیری

اشعار : عراقی، مولانا ، رهی معیری

غزل آواز: منسوب به مولانا

گویندگان: سلطانی و (؟)

دانلود گلهای رنگارنگ 227

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

_____________________________________________________

انتشار  آثار دیگری از استاد ادیب خوانساری به زودی

طی گفتگویی که چند روز قبل با خانم دکتر شیرین ادیب (دختر محترم استاد ادیب خوانساری) داشتم، ایشان خاطر نشان کردند مرحله دوم آثار استاد ادیب خوانساری در دو لوح فشرده و در قالب صوتی تحت عنوان "ادیب خوانساری، مجموعه آثار 3 و 4" به زودی روانه بازار خواهد شد. این آثار مربوط به محافل خصوصی استاد ادیب است که اغلب از آثاری که استاد به همراهی کمانچه استاد اصغر بهاری و سنتور استاد رضا ورزنده اجرا کرده اند انتخاب گردیده است.

خانم دکتر شیرین ادیب قبلاً نیز با چاپ کتاب " ادیب خوانساری آوای جاویدان در موسیقی ایران" (موسسه فرهنگ هنری آوای اندیشه) و انتشار آثار صوتی استاد ادیب زیر نظر همین موسسه، خدمت بزرگی به دوست داران موسیقی فاخر ایرانی و خصوصاً علاقه مندان استاد ادیب خوانساری کرده اند.

در ضمن ایشان تصریح کردند: روال انتشار آثار صوتی استاد ادیب خوانساری ادامه خواهد یافت و در آینده آثار استاد به همراهی نی استاد حسن کسایی نیز منتشر خواهد شد.

بنده حقیر از درگاه ایزد منان برای این بانوی فرهیخته، آرزوی سلامتی و سعادت مسئلت دارم و امیدوارم در راه بزرگی که پیش رو دارند توفیق روز افزون حاصل نمایند و این خدمت بزرگ فرهنگی ایشان قابل تقدیر و تشکر است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 آبان ماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:45 |

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

گــر تو بیــداد کـنــی شـرط مـروت نبــود

خیـره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق

تیـره آن دل که در او شمع محبـت نبود

با کلامی موزون، زیبا و عرفانی که اثر دل عاشقی خروشان و عارفی بزرگ، چون حافظ است آغاز سخن می کنم و در خدمت دوستان صاحب دل خواهم بود. برای این پست یکی از آوازهای زیبا و کم نظیر استاد اکبر گلپایگانی در مایه بیات زند را در نظر گرفته ام و تقدیم به همه دوستان خواهم کرد. این آواز یکی از شاهکارهای استاد گلپایگانی است و یکی از زیباترین آوازهای بیات ترک تارخ موسیقی ایران می باشد. در دیداری که دو سال قبل با استاد حسن ناهید داشتم، ایشان این آواز استاد گلپا را زیبا ترین و استادانه ترین آواز ایشان می دانستند. توصیه می کنم در این اجرای کم نظیر به تلفیق شعر و موسیقی، نحوه بیان اشعار، تلفیق بی چون و چرای ساز و آواز و تحریرهای تقریباً متفاوت و زیبای استاد گلپا توجه کنید.

برگ سبز 34

چـه خـلاف سـر زد از ما کـه در ســرای بسـتی

بر دشـمنان نشستی دل دوستـان شکسـتی

کـســی  از  خـرابـه  دل  نگــرفـتــه  باج  هـرگـز

تو بـر آن خـراج بستی و به سلطنت نشستی

به کـمـال عجــز گفتـم کـه به لـب رسیـد جانم

به غـرور و ناز گفتــی که مگــر هنــوز هسـتـی

ز طـواف کعبـه بگـذر تو که حق نمی شناسی

به در کنشت منشیـن تو که بت نمی پرستی

مگــر از دهـان سـاقـی  مـددی  رســد  وگــرنه

کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برگ سبز 34

هنرمندان: استاد اکبر گلپایگانی (آواز)، استاد مرتضی محجوبی (پیانو)

استاد حبیب الله بدیعی (ویولن)، استاد بهرام شمس (تنبک)

آواز در مایه : بیات زند (بیات ترک)

هم نواز آواز: استاد مرتضی خان محجوبی

اشعار متن برنامه : عطار، خواجو کرمانی، فروغی بسطامی، عراقی

غزل آواز: فروغی بسطامی

دانلود برگ سبز 34

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

تولد وبلاگ آوای گلپا

وبلاگ آوای گلپا وارد ششمین سال فعالیت خود می شود.

               فاش می گویم و از گفته خود دلشـادم                

بنــده عشـــقم و از هـر دو جهـان آزادم

               نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست                

چه کنم ؟ حرف دگــر یـاد نداد اسـتـادم

یازدهم مهرماه سالروز تولد و تاسیس وبلاگ آوای گلپاست. خوشبختانه پنجمین سال فعالیت و خدمت در وبلاگ آوای گلپا را پشت سر گذاشتم و این وبلاگ وارد ششمین سال فعالیت خود می شود. در طول مدت گذشته افتخار آشنایی و دوستی با همراهان و دوستان زیادی نصیبم گردیده است. مهمتر از آن افتخار دیدار و گفتگو با تعدادی از هنرمندان طراز اول موسیقی فاخر ایرانی نیز حاصل و توشه این ره بوده است. در ضمن استاد اکبر گلپایگانی در مدت گذشته بارها بنده حقیر را مورد لطف و بزرگواری خودشان قرار داده اند و بنده هم خدمت به ایشان و موسیقی فاخر ایران و دوست داران ایشان را بزرگترین افتخار خود می دانم. در طول این مدت تا جایی که در توانم بوده، تمام فکر و هم و غمم، اشاعه و ترویج موسیقی فاخر و اصیل و هنر ناب ایرانی بوده است. امیدوارم توانسته باشم در این راه موفقیتی کسب کرده باشم. از تمام کسانی که با بنده همراه و هم نفس بوده اند صمیمانه تشکر می کنم و در ضمن منتظر نظرات سازنده، پیشنهادها، راه کارها و دلگرمی های همه دوستان صاحب نظر و صاحب دل خواهم بود.

ارادتمند و مخلص همه شما : علی شریفی
 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 مهرماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:34 |

استاد اکبر گلپایگانی

به سال 1312 اكبر گلپايگاني در تهران بخش 9 هفده شهريور (سه راه شكوفه) ديده به جهان گشود . او ر خانواده يي متولد شده بود كه تمام افراد آن اعم از پدر و برادران ، داراي صدايي مطلوب و خوب بودند ، بدين جهت مي توان گفت كه صدا در خانواده او موروثي بوده و چنانكه گفته مي شود پدر بزرگ او نيز از صدايي خوش و رسا برخوردار بوده است.
اكبر گلپايگاني از همان دوران طفوليت بنا به توصيه پدر ، به تمرين آواز پرداخت و تحت توجهات او به اصول موسيقي تا حدودي آشنا شد. او بيش از شش بهار از زندگي اش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و در همان خردسالي ، ضربه هولناكي بر او وارد شد و زندگي او از همين زمان دچار غم و اندوه گشت و خودش در اين باره مي گويد :" پس از فوت مادرم ، عده يي از افراد فاميل بر سر ارث مادر بزرگم ( مادر مادرم ) كه به ما سه برادر بخشيده بود با فاميل اختلاف ايجاد شد و چيزي نمانده بود كه جانم را از دست بدهم و از خوش اقبالي توسط عده يي از همسايه ها از راه پشت بام نجات داده شدم كه اين موضوع هميشه مانند كابوسي وحشتناك با من بوده و بايد ديد ، عده يي براي پول چه كارها كه نمي كنند ".
به هر حال اين مسئله به مرور زمان باعث رنجش خاطر وي شده بود و زندگي را برايش جهنم ساخته بود و در همين دوران بود كه براي گريز از اين نارسايي به آواز خواندن پناه مي برد و غم دروني خود را بدين گونه التيام مي بخشيد. به همين دليل ، صداي او از سوزي به خصوص و آوايي دگر برخوردار است .
وي تحصيلات ابتدايي را در دبستانهاي فرهنگ و اقبال شروع نمود و در كلاس چهارم با جهانگير ملك هم كلاس بود و همين امر موجب دوستي و الفتي بين او و ملك شد به طوري كه در اوقات فراغت ، ملك ضرب مي گرفت و او مي خواند . دوران ابتدايي را با هر مشكلاتي كه داشت به سرعت پشت سر گزارد و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان هاي بدر و نظام و پس از آن در دانشكده افسري و علوم و سپس كلاس تخصصي نقشه برداري سازمان برنامه را به پايان رساند و پس از آن دوره كارشناسي بانك را ديد ولي در سرش سوداي ديگري داشت ، و شوق ديگري را در دل مي پرورانيد. او عاشق موسيقي ملي و سنتي وطنش بود و شب و روزش با آواز خواندن سپري مي شد ؛ شدت اين اشتياق به حدي بود كه ناگريز كارهاي اداري را هم بعد از چندي رها كرد و به آواز روي آورد.
شهر تهران در آن ايام ، اين چنين بزرگ و پرجنب و جوش نبود و محلي كه اكبر " گلپا " در آن پا به جهان گذارده بود ، اطرافش تمام صيفي کاري و سرسبز و خرم بود ، به همين سبب او هر روز بيشتر اوقات خود را در اين محل خلوت و آرام مي گذراند و با صدايي رسا ، شروع به آواز خواندن مي كرد و مردم محل بخصوص كشاورزان صيفي كار دست از كار مي كشيدند و دور او جمع مي شدند و از او دعوت مي كردند تا براي ايشان بخواند و او هم با رويي باز و گشاده و خندان و بي ريا براي ايشان مي خواند. اين عمل بارها و بارها تكرار مي شد و او هرگز از تكرار اين كار خسته نمي شد.


زندگي او به همين ترتيب سپري مي شد تا اينكه گذارش به منزل مردي بنام "حسن يكرنگي " كه مردي پاك طينت و درويش و داراي صدايي خوش و پر طنين بود مي افتد ، او كه بخوبي به گوشه ها و رديف هاي موسيقي ايراني وارد بود اكبر " گلپا " جوان را مورد تشويق و تائيد قرار مي دهد و مدت زيادي از آشنايي و آمد و شد او نمي گذرد كه او يك شب با استاد " نورعلي خان برومند " يكي از مفاخر هنر موسيقي كلاسيك ايراني ، نوازنده چيره دست سنتور و سه تار ، در منزل آشنا مي شود و " يكرنگي " از او مي خواهد كه در حضور " نور علي خان " قطعه يي از آواز ايراني را اجرا نمايد و او يك قطعه در " بيات ترك " مي خواند كه استاد " برومند " از صداي او خيلي خوشش مي آيد ولي چون پختگي و تسلط روي گوشه هاي دستگاه هاي موسيقي ايراني را نداشت تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود نه سال و هشت ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار مي دهد و اين مراقبت هاي استاد " برومند " گلپايگاني را در همه محافل شناساند و خيلي زود به صورت ستاره يي درخشان تابيدن گرفت . " نور علي خان " كه خود استاد تار و سنتور و سه تار بود ، صداي اكبر " گلپا " را همراهي مي كرد و تعليم وي ادامه داشت و هنوز استاد " برومند " براي او آموزش بيشتري را پيش بيني مي كرد كه ناگهان شبي در باغي كه در " گلندوك " ، ( يكي از ييلاقات اطراف تهران ، لواسان ) ، گلپايگاني و عده يي جمع بودند و علي دشتي نويسنده معروف هم حضور داشته، مي خواند ، در آن جلسه داود پيرنيا مبتكر برنامه " گلهاي جاويدان " نيز حضور داشت و بلافاصله براي شركت در برنامه " گلها " از گلپايگاني دعوت مي كند كه او نيز اين دعوت را بلافاصله قبول می کند.
گلپايگاني اعتقاد دارد كه رديف هاي موسيقي سنتي ايران ، به منزله چهار عمل اصلي " حساب " مي باشد كه بايد هر خواننده آن را بداند، اگر شخصي بخواهد خوب بخواند بايد حتما به رديف هاي تسلط كامل داشته باشد تا بتواند از گوشه هاي ظريف و با حال كه در موسيقي ايراني فراوان يافت مي شود استفاده نمايد و شعر را در قالب آن ريخته با تحريرهاي متنوع و بجا تحويل شنونده دهد.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

استاد اکبر گلپایگانی در تاریخ 10 بهمن ماه سال 1312 در تهران متولد شد. مقدمات ابتدایی موسیقی را نزد مرحوم پدرش "حاج حسین گلپایگانی" فرا گرفت و پس از آن مدت زیادی را در حضور بزرگترین استادان آواز و ردیف دانان به تلمذ سپری کرد. صدای بسیار زیبا و لطیف ، تحریرهای جذاب و بدیع ، سبک خلاق ، تلفیق زیبای شعر و موسیقی ، مهارت در مرکب خوانی و ... صدای ایشان را جاودانه کرده است.

استاد اکبر گلپایگانی در بین هم نسلان خویش تنها خواننده صاحب سبک موسیقی ایرانی محسوب می شود. پس از ظهور استادان ادیب خوانساری ، تاج اصفهانی ، غلامحسین بنان و حسین قوامی چندین سال بعد تا به امروز استاد اکبر گلپایگانی تنها خواننده ای هست که صاحب سبک می باشد.

اساتید اکبر گلپایگانی: حاج حسین گلپایگانی ، مرحوم حسن یکرنگی (شاگرد استاد اقبال آذر) ، مرحوم استاد نور علی خان برومند ، مرحوم استاد ابوالحسن صبا ، مرحوم استاد حسین طاهرزاده ، مرحوم استاد حاج محمد مجرد ایرانی ، مرحوم استاد عبدالله دوامی ، مرحوم استاد اسماعیل خان قهرمانی ، مرحوم استاد ادیب خوانساری ، مرحوم استاد یوسف فروتن ، مرحوم استاد سلیمان خان امیرقاسمی ، مرحوم استاد حسن مشحون

در مورد استاد اکبر گلپایگانی در این وبلاگ در طول چند سال گذشته سخن بسیار گفته شده است و مطالب بسیاری بیان شده است که می توانید به مطالب قبلی و آرشیو وبلاگ مراجعه کنید. از جمله پستی که در آن خوانندگان و نوازندگان برجسته در مورد هنر استاد گلپایگانی اظهار نظر کرده بودند.

اما مطلبی وجود دارد که در پستی که شرحش گذشت موجود نیست. روزی در یکی از برنامه های رادیویی (این برنامه موجود است) استاد گلپا در مورد سبک های آوازی و به خصوص سبک و شیوه استاد ادیب خوانساری توضیحاتی ارائه می دهند. استاد ادیب نیز که در آن مجلس حضور دارند در مورد استاد گلپا چنین اظهار نظر می کنند:

آقای گلپایگانی صدای شما گیرنده است و به دل می نشیند. خوب خوانده اید و خوب هم از عهده برآمده اید. منکر ندارید. زحمت کشیده اید و یک عده از اساتید را هم دیده اید و واقعاً نمی شود گفت گلپایگانی یک خواننده ناشی است و شما جزء اساتید هستید چرا که سابقه خوب دارید و زحمت هم کشیده اید و اساتید را هم دیده اید و صدایتان خوب بوده و خوب هم می خوانید و بنده تردید ندارم.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-


 استاد اکبر گلپایگانی در دهم بهمن ماه سال ۱۳۱۲ در تهران متولد شد. صدای خوش در خانواده گلپایگانی موروثی بوده، به طوری که گفته می شود پدر بزرگ ایشان دارای صدایی خوش و زیبایی بوده است. پدر استاد گلپا هم به علت صدای خوشش به حاج حسین بلبل شهرت داشته است. در سالهای بسیار دور که گلپا کودکی بیش نبوده است، تعزیه یکی از سرگرمی ها و همچنین جایی برای شنیدن صداهای خوش و متفاوت و آشنایی با دستگاه های موسیقی ایرانی بوده است.
او در پنج سالگی مادر خود را از دست می دهد و این حادثه غم انگیز در آن زمان تاثیر بدی بر روحیه وی که در آن زمان کودک پنج ساله ای بوده گذاشته بود. خود ایشان در خاطراتشان در این مورد می گویند: در آن زمان برای سلامتی مادرم اذان خواندم و تا یک ماه هر روز مناجات می خواندم. در سال ۱۳۱۸ گلپا وارد دبستان فرهنگ می شود و در آنجا به عنوان قاری قرآن در کلاس درس، آوای دل انگیزش را با صوت ملکوتی قرآن معرفی می کند.
وی با آشنایی با تعدادی قاری قرآن و تعزیه خوان و کار کردن زیر نظر آنها اصول اولیه آوازخوانی را می آموزد. در سال ۱۳۲۰ وی به طور جدی و منظم تعلیم موسیقی و دستگاه ها را نزد پدر آغاز می کند. در سال ۱۳۲۶ ایشان اولین تجربه شرکت در یک گروه ارکستر کر را پیدا می کند و در سال ۱۳۲۷ در انجمن موسیقی مدرسه نظام عضو می شود و اما از سال ۱۳۲۸ به بعد کم کم با اساتید طراز اول موسیقی آشنا می شود و تعلیم را زیر نظر این اساتید آغاز می کند.


از استادان ایشان می توان به این اساتید اشاره کرد:
مرحوم حسن یکرنگی (از شاگردان اقبال آذر) ، استاد دکتر نور علی خان برومند (از شاگردان درویش خان) ، استاد اسماعیل قهرمانی (از شاگردان میرزا عبدالله) ، استاد ابوالحسن صبا ، استاد یوسف فروتن ، استاد حاج محمد مجرد ایرانی ، استاد عبدالله دوامی ، استاد ادیب خوانساری ، استاد حسین طاهرزاده ، استاد سلیمان امیر قاسمی و ...
استاد گلپا پس از سالها شاگردی این اساتید طراز اول و از طرف دیگر دوستی عمیق با هنرمندانی چون بنان ، قوامی ، محجوبی ، عبادی ، شهناز ، تجویدی ، بهاری ، کسایی و ... از لحاظ دستگاه ها و مایه ها و ردیف موسیقی ایرانی به بالاترین درجه ممکن دست می یابد.
وی سپس در اثنای سالهای ۱۳۳۵ به بعد فقط در محافل خصوصی و با ساز اساتیدی چون صبا ، برومند ، قهرمانی ، فروتن و محجوبی آوازهایی با غزلهای ناب حافظ و سعدی اجرا می کرده است. تا اینکه در سال ۱۳۳۵ سازمان یونسکو از ایشان و استاد برومند و استاد بهاری برای اجرای آواز و موسیقی ایرانی دعوت به عمل می آورد و در این سال این ۳ استاد بزرگوار به عنوان اولین هنرمندان ایرانی برای اجرای کنسرت به خارج از ایران دعوت می شوند که اجرای دو آواز گلپا در دستگاه سه گاه و مایه بیات اصفهان با تار نور علی برومند و کمانچه اصغر بهاری با دو غزل از سعدی بسیار جذاب و شنیدنی است.


در سال ۱۳۳۷ وی از سوی زنده یاد داود پیرنیا (مبتکر برنامه وزین برنامه گلها) به رادیو و برنامه گلها دعوت می شود و از این سال به بعد آثار متعدد ایشان در برنامه های گلها پرتو افشانی می کند. آوای ملکوتی و بی بدیل گلپا در اجرای آواز ایرانی به قدری جذاب و دلنشین بود که همه اساتید اذعان دارند که در آن سالها اکبر گلپایگانی مردم را با آواز آشتی داد و مردم شیفته آوای جذاب و بدیع ایشان می شدند.

 به تعدادی از کارهای پایه ای ایشان در زمینه گوشه ها و دستگاه های موسیقی ایرانی اشاره ای گذرا کنیم:
استاد گلپایگانی علاوه بر اجرا کردن بی نقص و استادانه گوشه ها و دستگاه ها ،کارهای بسیار پایه ای و اجرایی در موسیقی ما انجام داده است که حق بسیار بزرگی بر گردن موسیقی ما دارد.
از استاد گلپا چنین سوال شده است: نظرتان در مورد مركب خوانی چیست؟
امروزه هر كس آمده مثلا یك ماهور بخواند. داد و شكسته و هرچی كه بوده را می خواند و ماهور را تا آخر می رود. حالا من هم برای شما یك ماهور می خوانم. از ماهور به سلمك می روم بعد به شوشتری و از شوشتری به منصوری و از آنجا به چهارگاه و از اینجا به لیلی و مجنون و از اینجا دوباره به ماهور بر میگردم. این یك مركب خوانی است. یاد گرفتن این كه كاری ندارد. اما من در این میان كار دیگر می كنم كه آن كار مشكل است. ببینید وقتی من ماهور را شروع می كنم و می روم به شوشتری و چهارگاه و لیلی و مجنون و... آن وقت یك سه گاه می خوانم. این مشكل است. چرا برای اینكه آنچه كه قبلا خوانده بودم گوشه بودند اما وقتی كه وارد سه گاه شدیم یعنی اینكه از یك دستگاهی وارد دستگاه دیگر شده ایم.
استاد گپا در جایی دیگر چنین گفته اند: من هم یك لحظه بیكار ننشستم. چه در ایران و خارج دو دستگاه مهم را كه برای جوانان خیلی مشكل جلوه داده و بزرگ كرده اند را با مدلاسیونهای جدیدی درست كردم. راست پنج گاه و نوا را می گویم. الان هم دارم آنها را درس می دهم. مدلاسیونهایی كه در سه گاه و شور و بیات اصفهان بود پایه ای درست كردم. راست پنج گاه را آنطور به هنر آموزان درس می دهم كه آنها با خواندن راست پنج گاه و نوا تمام دستگاههای موسیقی ایرانی و گوشه ها را فرا گیرند...


تعدادی از افتخارات استاد گلپا:
۱) اجرای آواز در سازمان یونسکو (سال ۱۳۳۵) به دعوت این سازمان
۲) اجرای بیشترین آواز در برنامه گلها
۳) تدریس موسیقی ایرانی و آواز بنا به دعوت دانشکده میوزیک بیلدینگ یوسی.ال.ا کالیفرنیا در سال ۱۳۴۰
۴) اجرای برنامه در رویال دایان لندن در سال ۱۳۵۲ (اجرای برنامه در حضور و در کنار برترین خوانندگان جهان از تمام کشورهای دنیا  - در این سمینار از هر کشور برترین خواننده برای اجرای برنامه اعزام شده بود که از ایران استاد گلپایگانی دعوت شده بود.)
۵) دریافت دکترای افتخاری هنر در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا (استاد گلپا اولین ایرانی است که موفق به دریافت دکترای افتخاری هنر در زمینه موسیقی می باشد.)
۶) دریافت دکترای افتخاری اقتصاد و هنر از سازمان یونسکو در سال ۱۳۸۱ ،
۷) دریافت دکترای افتخاری و اسکار هنر موسیقی در سال ۱۳۸۴ از دانشگاه بوداپست مجارستان.
۸) دریافت دکترای افتخاری و مدال هنر در سال ۱۳۸۴ از سازمان ملل متحد و نماینده این سازمان پروفسور مازیتینی.
۹) گنجاندن آوای آواز آقای گلپا در یک فیلم جهانی "مده آ" ساخته کارگردان مشهور ایتالیایی "پازولینی" (وی تنها خواننده ایرانی است که صدایش در یک فیلم جهانی گنجانده شده است.)
۱۰) انتخاب به عنوان محبوبترین خواننده سال ۱۳۸۰ در بین تمام خوانندگان ایرانی داخل و خارج از کشور و انتخاب ترانه عشق پاک (من تو را آسان نیاوردم به دست) به عنوان برترین آهنگ سال.
11) دریافت جایزه ویژه در مجلس سنای فرانسه از دست ژاک شیراک (رئیس جمهور وقت فرانسه) و انتخاب به عنوان یکی از برترین خوانندگان موسیقی کلاسیک جهان در سده حاضر

لینک مطالب مرتبط با استاد گلپا:

مقاله ای جامع در مورد هنر استاد اکبر گلپایگانی

لیست آثار استاد اکبر گلپایگانی در برنامه های گلها

نظر استاد روح الله خالقی در مورد استادان ادیب خوانساری و اکبر گلپایگانی

مقاله ای در مورد استاد اکبر گلپایگانی

نظر اساتید برجسته موسیقی ایران در مورد استاد اکبر گلپایگانی

استاد اکبر گلپایگانی در یک نگاه کلی

دیدار با استاد اکبر گلپایگانی و مصاحبه اختصاصی با ایشان (1)

مصاحبه اختصاصی وبلاگ آوای گلپا با استاد اکبر گلپایگانی (2)

مقاله ای در دفاع از استادان گلپا و ایرج

بررسی آثار جاودان استاد گلپا در برنامه های گلها

شکوه ناتمام؛ مطلبی در مورد استادان گلپا و ایرج

مصاحبه روزنامه خبر ورزشی با استاد اکبر گلپایگانی

لیست کامل و متن تمام تصنیف های اجرا شده توسط استاد گلپا

چاپ مقاله ای از وبلاگ آوای گلپا در مجله همدل

مطلبی در مورد احقاق حق استاد گلپا

مصاحبه ای با استاد اکبر گلپایگانی

اعطای مدرک دکترای افتخاری به استاد گلپا در مجارستان

مطالبی در مورد استادان گلپا ، بنان ، قوامی و ایرج

سالشمار زندگی استاد اکبر گلپایگانی

 

لینک دانلود و یا بررسی آثار استاد گلپا:

دانلود گلهای تازه 35 با صدای استاد گلپا همراه با توضیحات و غزل آواز

دانلود گلهای غربت 4 با صدای استاد گلپا همراه با توضیحات و متن کامل اشعار برنامه

دانلود گلهای جاویدان 141 با صدای استادان گلپا و قوامی همراه با غزل های آواز

دانلود تصنیف تو باغ چشات با صدای استاد گلپا همراه با متن ترانه

دانلود برنامه بزم شاعران با صدای استاد گلپا همراه با متن غزل آواز

دانلود شاخه گل 211 با صدای استاد گلپا به همراه توضیحات و غزل آواز

دانلود گلهای تازه 89 با صدای استاد گلپا به همراه توضیحات و غزل آواز

دانلود گلهای رنگارنگ 246ب با صدای استاد گلپا و بانو الهه به همراه توضیحات و متن اشعار

دانلود بزم شاعران؛ آواز استاد اکبر گلپایگانی به یاد استاد ادیب خوانساری

دانلود گلهای جاویدان 148 (مرکب خوانی) با صدای استاد گلپا به همراه توضیحات و غزل آواز

دانلود گلهای تازه 43 با صدای استاد گلپایگانی به همراه توضیحات و غزل آواز

دانلود برگ سبز 130 با صدای استاد اکبر گلپایگانی به همراه توضیحات و غزل آواز

دانلود گلهای تازه 56 با صدای استاد اکبر گلپایگانی به همراه توضیحات و غزل آواز

دانلود شاخه گل 79 با صدای استاد گلپا به همراه توضیحات و غزل آواز

دانلود شاخه گل 218 با صدای استاد اکبر گلپایگانی به همراه توضیحات و غزل آواز

دانلود گلهای رنگارنگ 475 با صدای استاد گلپا و بانو عهدیه در دستگاه نوا

دانلود شاخه گل 114 با صدای استاد اکبر گلپایگانی به همراه غزل آواز

دانلود برگ سبز 95 با صدای استاد اکبر گلپایگانی به همراه غزل آواز

دانلود تصنیف ای وطن با صدای استاد گلپا

دانلود گلهای تازه 24 با صدای استاد اکبر گلپا به همراه غزل آواز

دانلود موسیقی ایرانی با صدای استاد گلپا و بانو مرضیه به همراه اشعار

دانلود گلهای رنگارنگ 246 با صدای استاد گلپا و بانو الهه و توضیحات کامل و متن اشعار

بزم عاشقان با صدای استاد گلپا و ...

گلهای رنگارنگ 545 (استاد گلپا و بانو مهستی)؛ متن اشعار

متن اشعار و تحلیل آواز راست پنج گاه با صدای استاد اکبر گلپایگانی

متن اشعار و تحلیل شاخه گل 415 (مرکب خوانی) با صدای استاد گلپا

متن اشعار و تحلیل گلهای رنگارنگ 556 با صدای استاد اکبر گلپایگانی

متن کامل اشعار و تحلیل برگ سبز 151 با صدای استاد گلپا

متن اشعار و تضیحات شاخه گل 98 با صدای استاد گلپا

متن اشعار و توضیحات شاخه گل 143 با صدای استاد گلپا

متن چند تصنیف با صدای استاد گلپا

متن چند تصنیف با صدای استاد گلپا

متن کامل اشعار و توضیحات شاخه گل 128 با صدای استاد اکبر گلپایگانی

متن اشعار و توضیحات شاخه گل 207 با صدای استاد گلپا

متن اشعار گلهای تازه 10 با صدای استاد گلپا

متن اشعار و توضیحات شاخه گل 193 با صدای استاد گلپا

متن اشعار و توضیحات آواز استاد گلپا به همراهی تار استاد نورعلی خان برمند

متن اشعار و توضیحات برگ سبز 85 با صدای استاد اکبر گلپایگانی

متن کامل اشعار و توضیحات کامل گلهای جاویدان 156 با صدای استادان گلپا و قوامی

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:21 |

استاد غلامحسین بنان

"استاد غلامحسین بنان" در ارديبهشت ماه سال 1290 خورشيدی در تهران خيابان "زرگنده" (قلهک)، در خانواده اي متمول و صاحب جاه، به دنيا آمد. پدرش "كريم خان بنان الدوله نوری" و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی ميرزا ركنی (ركن الدوله) برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصيه استاد "نی داود" به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايی های مادرش كه پيانو را بسيار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد، مرحوم "ميرزا طاهر ضياءذاكرين رثايی" و سومين استادش مرحوم "ناصرسيف" بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در راديو آغاز كرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی كه بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان مي خواهند كه برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغاز می كند و صبا هم با ويلن او را همراهی می كند. هنوز « درآمد» تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گويد:"شما نواختن ويولن را قطع كنيد" و به بنان اشاره می كند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مكثی ، با چنان مهارت و استادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد كه روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می كند. صدای بنان، بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش اهنگ بود، كوتاه می خواند ولی درهمين كوتاهی، ذوق و هنر بسيار نهفته است، غلت ها و تحريرهای او چون رشته مرواريد غلطانی، به هم پيوسته و مانند آب روان است.

 از سال1321 صدای "غلامحسين بنان" ، همراه با همكاری عده ای از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديری نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراوانی در سراسر كشور پيدا كرد. خالقی او را در اركستر انجمن موسيقی شركت داد و با اركستر شماره یک نيز همكاری خود را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد "گلهای جاويدان" بنا به دعوت استاد ارجمند داود پير نيا با آن همكاری داشت. بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود 450 آهنگ اجرا كرد و انچه كه امتياز مسلم صدای او را پديد می آورد، زير و بم ها و تحريرات صدای اوست كه مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در آواز قديمی و كلاسيک ايران استاد بود، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين معرف اين ادعاست. غلامحسين بنان به سال 1315 خورشيدی به سمت بايگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم "فرخ" كه وزير خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزير به كار پرداخت. بعد از تغيير كابينه، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندی كفالت اداره دفتر و كارگزينی و مدتی هم مسؤوليت تحويل كوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره كل هنرهای زيبای كشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به كار مشغول شد و در سال 1334 ريئس شورای موسيقی راديو شد. بنان در سال 1336 ه_ش در یک سانحه اتومبیل چشم راست خود را از دست داد. در سال 1346 نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و زمان "قطبی" به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گل های جاويدان و گل های رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه رهاورد اين همكاری ها ده ها برنامه گل های جاویدان، گل های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است. غلامحسين بنان مدت ها بود كه مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود و از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگی بيان نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور می كرد و متاسفانه كوشش های پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های "پری بنان" همسر وفادار و مهربانش هم مؤثر نيفتاد و سرانجام درساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشيدی در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت. گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه های رادیویی همراه با ارکستر گل ها و تکنوازان آن اشاره کرد.

بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان "تنها"، آواز همایون با "مرتضی محجوبی" و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از "محجوبی"، دیدی ای مه آهنگ از "یاحقی"، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از "وزیری"، حالا چرا آهنگ از "خالقی" اشاره کرد. "احمد ابراهيمی" و "کاوه ديلمی" از شناخته شده ترين شاگردان اين هنرمند برجسته به حساب می آیند.
 

لینک مطالب مرتبط با استاد بنان:

دانلود قطعه آواز بوسلیک با صدای استاد بنان همراه با غزل آواز

دانلود گلهای رنگارنگ 224 ب با صدای استاد بنان به همراه غزل آواز

گلهای رنگارنگ 201 ؛ متن اشعار برنامه با صدای استان بنان

متن تصنیف توشه عمر با صدای استاد بنان

مطالبی در مورد استادان گلپا ، بنان ، قوامی و ایرج

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:21 |

استاد حسین قوامی


حسين قوامي در سال 1288 شمسي در تهران چشم به جهان گشود. پدرش رضا قلي قوامي به موسيقي ايراني علاقمند بود به طوري كه در منزل تمام صفحات خوانندگان آن زمان را داشت و هر روز تعدادي از آنها را روي گرامافون مي گذاشت و ساعتها به نواي آنها گوش مي داد و در اين ميان حسين قوامي كه كودكي بيش نبود كنار پدر مي نشست و گوش مي داد و بيش از همه صداي خوانندگاني نظير: طاهر زاده ، ظلي جلب توجهش را مي كرد و لذت مي برد. اغلب در منزل از صداي آنان تقليد مي كرد اين شوق و علاقه موجب شد به كار خوانندگي ادامه دهد تا زماني كه برادرش ، علي قوامي مشغول فرا گرفتن تار شد و در نتيجه با تعدادي از خوانندگان و نوازندگان قديمي امثال: استادان عبادي، حسين ياحقي و حاج علي اكبر خان شهنازي و عده ای ديگر آشنايي پيدا كرد و اين آشنايي موجب دوستي بين آنان و تشكيل محافل و مجالس دوستانه شد .

حسين قوامي در سنين 16 و 17 سالگي گاهي همراه برادر در مجالس هنري شركت مي كرد و با ساز بعضي از آنان مي خواند ، وقتي اين استادان متوجه قدرت و لطافت صداي او شدند توجهشان نسبت به او جلب شد و او در ادامه خوانندگي البته به صورت صحيح تشويق كردند. همين توجه اساتيد موسيقي ملي موجب ترغيب هر چه بيشتر وي در پيشبرد هنرش شد و بر اثر علاقه و پشتكار فراواني كه به خوانندگي داشت پيشرفت هايي در خوانندگي عايدش شد به طوري كه يكي از استادان زبر دست ولي گمنام آن زمان به نام عبداله حجازي داوطلب تعليم خوانندگي وي طبق اصول علمي و موازين صحيح رديف هاي موسيقي اصيل ايراني گرديد. حسين قوامي مدت هفت سال نزد اين شخص هنرمند رديف ها و دستگاه هاي موسيقي را به خوبي فرا گرفت.  در سال 1325 به دعوت آقاي مستعان كه رئيس وقت راديو بود براي اجراي برنامه هايي به راديو رفت و اولين برنامه را روز جمعه با برادران وفادار مجيد و حميد اجرا مي كند كه مورد تشويق مردم قرار مي گيرد.

اين همكاري تا سال 1329 ادامه داشت تا حسين قوامي كه در آن ايام در ارتش وارد به خدمت شده بود به مقام افسري نائل شده به يكي از ماموريت هاي اداري از مركز به شهرستان انتقال مي يابد و ناگريز به مدت هشت سال همكاري او با راديو قطع مي شود ، پس از چندي كه ماموريتش پايان مي يابد، در بهمن ماه 1337 به دعوت شادروان داود پيرنيا براي شركت در برنامه (( گلها )) مجددا به راديو وارد مي شود و او در اين دوران به اوج شكوفايي هنر خوانندگي رسيده، زيباترين و پربارترين ترانه ها و قطعات اصيل را در اين برنامه ها از خود به يادگار گذاشت. قوامي در بدو شركت در برنامه (( گلها )) چون مانع اداري داشت و نمي توانست اسم اصلي خود را از راديو اعلام نمايد، ناچارا بنا به پيشنهاد روح اله خالقي اسم مستعار ( فاخته ) را براي خود انتخاب كرد ولي در سال 1342 كه بازنشسته شد و مانعي براي اعلام اسم اصلي او وجود نداشت با نام اصلي خود حسين قوامي از راديو معرفي شد. وي روز پنجشنبه 17 اسفندماه سال 1368در بيمارستان ايران مهر در ساعت 30/8 شب فوت شد و در امامزاده طاهر كرج در جوار غلامحسين بنان و مرتضي حنانه بخاك سپرده شد ، روانش شاد باد.
 

لینک مطالب مرتبط با استاد قوامی:

دانلود گلهای جاویدان 141 با صدای استادان گلپا و قوامی همراه با غزل های آواز

دانلود قطعه آواز دشتی با صدای استاد همراه با غزل آواز

دانلود گلهای جاویدان 156 با صدای استاد حسین قوامی به همراه غزل آواز

تصنیف شب جدایی با صدای استاد حسین قوامی

متن کامل اشعار و توضیحات کامل گلهای جاویدان 156 با صدای استادان گلپا و قوامی

مطالبی در مورد استادان گلپا ، بنان ، قوامی و ایرج

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:20 |

استاد حسین خواجه امیری (ایرج)

حسین خواجه اميري به سال 1313 در شهر كاشان متولد شد ، بيش از شش سال از سنش نمي گذشت كه شروع به زمزمه اشعار روز و عاميانه مردم كه رايج آن زمان بود مي كند.
پدر بزرگ وي كه از صدايي بسيار خوش برخوردار بوده ، يكي از خوانندگان به نام ناصرالدين شاه قاجار بود و هر وقت كه شاه قاجار اراده مي كرده بايد وي براي او بخواند ولي به طوري كه از شواهد و آثار بر مي آيد ، غير از دربار ، او خيلي مواقع براي مردم عادي نيز مي خواند و در محافل شركت مي كرده و مي خوانده ، پدر حسين خواجه اميري كه از صدايي خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسين را تحت تعليم خود قرار مي دهد و بسياري از شب ها كه ستاره هاي منطقه كويري كاشان مانند خوشه هايي از زمرد در آسمان خودنمايي مي كردند و محيطي شاعرانه به وجود مي آوردند ، وي را به صحراي اطراف شهر مي برد و او را تشويق به خواندن با صدايي هر چه بلند مي كرد. مدت ها حسين تحت تعليم پدر اين كار را ادامه داد و پس از چندي به تهران مي آيد و به كلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه يافت ، مدت شش ماه متوالي از محضر استاد صبا كسب فيض كرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهيم خان منصوري براي شركت در برنامه هاي راديويي به راديو دعوت شد. حسين مدت ها با اين اركستر همكاري مي كند و خودش ارتشي بود ، شب هاي جمعه به مدت نيم ساعت در برنامه ارتش شركت مي كند و پس از مدتي در اركستر آقاي عبدالله جهان پناه شركت و با اركستر او همكاري كرد .
در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پيرنيا به برنامه گلها راه مي يابد و در اولين همكاري خود با گلها، آوازي در مايه " سه گاه " همراه با ويولون استاد علي تجويدي مي خواند و از اين به بعد همكاريش با اين برنامه ادامه مي يابد . ايرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نيز علاقه وافر دارد و ضرب به خوبي مي نوازد. وي معتقد است كه جامعه ايران ، آواز و آهنگ هاي اصيل ايراني را مي خواند و همين آثار و آهنگ ها است كه نمودار فرهنگ صوتي و ملي كشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سينه به سينه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و اين ميراث گرانقدر برايمان مانده و بايد در حفظ و اشاعه آن سعي و كوشش وافر داشته باشيم و به موسيقي ملي و سنتي سرزمين خود خيلي بيش از اين ها ارج گذاريم .
حسين خواجه اميري چون افسر ارتش بود لذا مشكلاتي براي اجراي برنامه هاي هنري خود از جمله نام حقيقي خود پيش روي داشت ، بدين سبب نام مستعار ( ايرج ) را براي خود برگزيد . ايرج كه از صدايي خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ايران خدمات شايان توجهي نمود به طوري كه در دور افتاده ترين قراء مملكت هم علاقمندان فراوان پيدا كرد. صاحب نظران در موسيقي ايران ، متفق القولند كه وي يكي از بهترينهاي آواز ايران بوده كه هيچوقت خاطره او در آواز و موسيقي سنتي ايران فراموش نخواهد شد.

لینک مطالب مرتبط با استاد ایرج:

دانلود قطعه آواز همایون با صدای استاد ایرج همراه با غزل آواز

دانلود گلهای رنگارنگ 464 با صدای استاد ایرج به همراه غزل آواز

متن اشعار و تحلیل گلهای رنگارنگ 521 ب با صدای استاد ایرج

مطالبی در مورد استادان گلپا ، بنان ، قوامی و ایرج

شکوه ناتمام؛ مطلبی در مورد استادان گلپا و ایرج

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:20 |

استاد محمود محمودی خوانساری

محمود محمودي خوانساري به سال1313هجري شمسي درشهر زي ب اوسرسبز خوانسار در خانواده اي متقي ديده به جهان گشود. پدرش حجت الاسلام آقا سيد جمال الدين محمودي كه از مقبوليت و احترام بسزايي در ميان قاطبه ي اهالي خوانسار برخوردار بود، از همان اوان كودكي محمود به وي توجه خاصي مبذول مي داشت، زيرا عميقا به طبع حساس فرزندش پي برده بود. ه همين لحاظ محمود را زير نظر گرفته و در فرصت هايي كه به دست مي آورد فرزند دلبندش را با اصول مقدماتي فقه و عربي و آثار ادبا و شاعراني نظير :سعدي،حافظ،مولانا و غيره آشنا مي نمود. صوت دلنشين محمود در همان دوران خردسالي همگان را به تحسين و اعجاب وا ميداشت و او كه راه خود را شناخته بود با اشتياق زائدالوصفي به آواز خوانندگاني مانند:طاهرزاده ،اديب خوانساري و تاج اصفهاني گوش فرا مي دادو با استفاده ازهوش سرشار و استعداد خداداداش از صداي اين بزرگان بهره مي گرفت، مضافا اين كه در سال 1325با احداث كارخانه برق در شهر خوانسار امكان به كارگيري از راديو در سطح گسترده تري براي مردم فراهم گرديد و محمود با شنيدن آواي هنرمندان موردعلاقه اش همه چيزرابه فراموشي مي سپرد.
درسال1326پدرش به طور ناگهاني رخت از اين جهان بربست و فقدان پدر ضربه سختي به روح حساس محمود وارد ساخت و از طرفي او چون محيط خوانسار را براي پرورش و اعتلاي استعداد بي كران خود محدود مي ديد،مدت زمان كوتاهي پس از درگذشت پدر به تهران عزيمت و در مدرسه اديب به ادامه تحصيل پرداخت و ضمن آن از هر فرصتي به منظور فراگيري رديفها و گوشه هاي موسيقي ايراني استفاده ميكرد و در اين راستا به تدريج پايش به محافل هنري گشوده شد و با هنرمنداني فراخور سن و موقعيت آن زمان خويش آشنا گرديد.
درسال1335استادابوالحسن صبا در محفلي باصداي محمودي خوانساري آشنايي حاصل نمودو به مصداق قدر زر زرگر شناسد،اين ابر مرد موسيقي اصيل ايراني ،صوت محمودي را بسيارگرم و با اصالت يافت و به نامبرده علاقمند گرديد و از وي دعوت نمود تا نسبت به تكميل رديفهاي موسيقي وگوشه هاي مختلف ومتنوع هنرآواز زيرنظر وي به كار بپردازد و به تصديق كساني كه ناظر و مطلع بر ديدارهاي بعدي استادابوالحسن صباو محمودي خوانساري بوده اند، استادصبا به دليل شناخت صحيحي كه از نجابت و شخصيت و نيز آينده صداي محمودي به دست آورده بود در كار تعليم وي اصرار و علاقمندي زيادي نشان مي داده است لكن متاسفانه بعلت درگذشت استاد صبا اين ارتباط ديري نپاييد و محمودي خوانساري درسال 1337تهران را به قصد شيراز ترك و در آنجا با راديو شيراز به همكاري پرداخت.استادمحمود محمودي خوانساري علاوه بر اجراي برنامه، سرپرستي موسيقي اصيل راديو مذكور را نيز به عهده داشت.برنامه هاي هنري محمودي خوانساري با اقبال مردم شيراز روبرو و به سرعت چهره اي شناخته شده بشمار آمد. اين هنرمند در نيمه دوم سال 1338 به تهران مراجعت و به دعوت شادروان داود پيرنيا در برنامه مشهور "گلها"به همكاري پرداخت. اولين كار هنري محمودي خوانساري "برگ سبز شماره 56"بود و از آن پس آثار ارزنده متعددي را تحت عناوين:"گلهاي رنگارنگ،برگ سبز،شاخه گل و گلهاي تازه" دركنار اساتيد و هنرمندان بزرگي چون شادروان :مرتضي محجوبي،احمد عبادي،حبيب الله بديعي ،پرويز ياحقي، همايون خرم، حسن كسائي، جليل شهناز، فرهنگ شريف و شادروانان لطف الله مجد و رضا ورزنده به وجود آورد.
محمودي خوانساري در آواز از صدايي گرم و سبكي مخصوص به خود برخوردار بود. وي ضرب را خوب مي شناخت و مي نواخت و در اجراي قطعات ضربي احاطه اي كامل داشت و به سه تار نيز علاقمند و آشنا بود. وي در اثر مطالعات مستمر در امر شعر و موضوع تلفيق شعر و موضوع تلفيق شعر و هنر آواز شناخت عميقي در اين راه كسب نموده بود كه در آثار جاودانه وي اين تاثير به خوبي مشاهده مي شود.
محمود محمودي خوانساري از سال1349در برنامه "نوايي از موسيقي ملي" كه با سرپرستي اسدالله ملك و همكاري دكتر منوچهر جهانبگلو تدارك مي يافت همكاري فعالانه اي را آغاز نمود. "نوايي از موسيقي ملي" به سرعت در ميان هنر دوستان و عاشقان موسيقي اصيل مقبوليت يافت و ترانه هاي ارزنده و به يادماندني "مرغ شباهنگ" در مايه افشاري،"ميخانه"در مايه دشتي، "سكوت ومستي"در سه گاه هر سه از ساخته هاي با ارزش اسدالله ملك و "لاله پرپر" ساخته فرهنگ شريف،حاصل همكاري محمودي خوانساري با برنامه"نوايي از موسيقي ملي" طي اين سالها مي باشد. طي مصاحبه هايي كه با محمودي خوانساري بعمل آمده،وي همواره عنوان مي داشته كه قبيله اش همه از عالمان دين بوده اند و به دليل همين قرابت و وابستگي زندگي و آثار هنري وي محشون از جنبه هاي روحاني و عرفاني بوده و از معنويت خاصي برخوردار مي باشد. اين هنرمند آزاده از شركت در محافل و مجالسي كه با روح هنر واقعي مغايرت داشت دوري مي جست و در جهت اعتلاي هنر خود تلاشي وافر داشت. استاد محمودي همواره خود را يك طلبه مي دانست و با تواضع عنوان مي داشت كه از همه بزرگان موسيقي ايران كسب فيض كرده و همه را استاد خود بشمار مي آورد، استاد فرزانه با وجود فرصت هاي بسيار مناسبي كه وي را قادر به استفاده در امور مادي در سطحي بالا قرار مي داد،با اعتقاد به اين كه هنر يك وديعه الهي است هرگز خود را آلوده موقعيت هاي كاذب نكرد و در انزوا و بي نيازي كامل زندگي را سپري و سرانجام در دوم ارديبهشت ماه سال 1366هجري شمسي دنياي فاني را ترك و روحش به گلشن رضوان پرواز نمود.روانش شاد.
حضور گسترده و بي سابقه علاقمندان به هنر آواز موسيقي اصيل و سنتي و توده مردم در مجالس متعددي كه به مناسبت در گذشت اين هنرمند دل سوخته برگزار گرديد و نيز تجليل بي سابقه رسانه هاي گروهي از استاد محمودي خوانساري خود گواه بر وجود صفات بارز فوق الذكر نزد اين هنرمند والا بوده است. 

لینک مطالب مرتبط با استاد محمودی خوانساری:

دانلود قطعه آوازی در مایه افشاری با صدای استاد همراه با غزل آواز

دانلود موسیقی ایرانی با صدای استاد محمودی خوانساری به همراه غزل آواز

دانلود برگ سبز 179 با صدای استاد محمودی خوانساری به همراه غزل آواز

مطلبی در مورد استاد محمود محمودی خوانساری

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:17 |

 استاد اکبر گلپایگانی در دهم بهمن ماه سال ۱۳۱۲ در تهران متولد شد. صدای خوش در خانواده گلپایگانی موروثی بوده، به طوری که گفته می شود پدر بزرگ ایشان دارای صدایی خوش و زیبایی بوده است. پدر استاد گلپا هم به علت صدای خوشش به حاج حسین بلبل شهرت داشته است. در سالهای بسیار دور که گلپا کودکی بیش نبوده است، تعزیه یکی از سرگرمی ها و همچنین جایی برای شنیدن صداهای خوش و متفاوت و آشنایی با دستگاه های موسیقی ایرانی بوده است.


او در پنج سالگی مادر خود را از دست می دهد و این حادثه غم انگیز در آن زمان تاثیر بدی بر روحیه وی که در آن زمان کودک پنج ساله ای بوده گذاشته بود. خود ایشان در خاطراتشان در این مورد می گویند: در آن زمان برای سلامتی مادرم اذان خواندم و تا یک ماه هر روز مناجات می خواندم. در سال ۱۳۱۸ گلپا وارد دبستان فرهنگ می شود و در آنجا به عنوان قاری قرآن در کلاس درس، آوای دل انگیزش را با صوت ملکوتی قرآن معرفی می کند.


وی با آشنایی با تعدادی قاری قرآن و تعزیه خوان و کار کردن زیر نظر آنها اصول اولیه آوازخوانی را می آموزد. در سال ۱۳۲۰ وی به طور جدی و منظم تعلیم موسیقی و دستگاه ها را نزد پدر آغاز می کند. در سال ۱۳۲۶ ایشان اولین تجربه شرکت در یک گروه ارکستر کر را پیدا می کند و در سال ۱۳۲۷ در انجمن موسیقی مدرسه نظام عضو می شود و اما از سال ۱۳۲۸ به بعد کم کم با اساتید طراز اول موسیقی آشنا می شود و تعلیم را زیر نظر این اساتید آغاز می کند.


از استادان ایشان می توان به این اساتید اشاره کرد:
مرحوم حسن یکرنگی (از شاگردان اقبال آذر) ، استاد دکتر نور علی خان برومند (از شاگردان درویش خان) ، استاد اسماعیل قهرمانی (از شاگردان میرزا عبدالله) ، استاد ابوالحسن صبا ، استاد یوسف فروتن ، استاد حاج محمد مجرد ایرانی ، استاد عبدالله دوامی ، استاد ادیب خوانساری ، استاد حسین طاهرزاده ، استاد سلیمان امیر قاسمی و ...

 

استاد اکبر گلپایگانی در کنار استاد نورعلی برومند


استاد گلپا پس از سالها شاگردی این اساتید طراز اول و از طرف دیگر دوستی عمیق با هنرمندانی چون بنان ، قوامی ، محجوبی ، عبادی ، شهناز ، تجویدی ، بهاری ، کسایی و ... از لحاظ دستگاه ها و مایه ها و ردیف موسیقی ایرانی به بالاترین درجه ممکن دست می یابد.


وی سپس در اثنای سالهای ۱۳۳۵ به بعد فقط در محافل خصوصی و با ساز اساتیدی چون صبا ، برومند ، قهرمانی ، فروتن و محجوبی آوازهایی با غزلهای ناب حافظ و سعدی اجرا می کرده است. تا اینکه در سال ۱۳۳۵ سازمان یونسکو از ایشان و استاد برومند و استاد بهاری برای اجرای آواز و موسیقی ایرانی دعوت به عمل می آورد و در این سال این ۳ استاد بزرگوار به عنوان اولین هنرمندان ایرانی برای اجرای کنسرت به خارج از ایران دعوت می شوند که اجرای دو آواز گلپا در دستگاه سه گاه و مایه بیات اصفهان با تار نور علی برومند و کمانچه اصغر بهاری با دو غزل از سعدی بسیار جذاب و شنیدنی است.

 

استادان مرتضی خان محجوبی و اکبر گلپایگانی


در سال ۱۳۳۷ وی از سوی زنده یاد داود پیرنیا (مبتکر برنامه وزین برنامه گلها) به رادیو و برنامه گلها دعوت می شود و از این سال به بعد آثار متعدد ایشان در برنامه های گلها پرتو افشانی می کند. آوای ملکوتی و بی بدیل گلپا در اجرای آواز ایرانی به قدری جذاب و دلنشین بود که همه اساتید اذعان دارند که در آن سالها اکبر گلپایگانی مردم را با آواز آشتی داد و مردم شیفته آوای جذاب و بدیع ایشان می شدند.

 

 به تعدادی از کارهای پایه ای ایشان در زمینه گوشه ها و دستگاه های موسیقی ایرانی اشاره ای گذرا کنیم:
استاد گلپایگانی علاوه بر اجرا کردن بی نقص و استادانه گوشه ها و دستگاه ها ،کارهای بسیار پایه ای و اجرایی در موسیقی ما انجام داده است که حق بسیار بزرگی بر گردن موسیقی ما دارد.


از استاد گلپا چنین سوال شده است: نظرتان در مورد مركب خوانی چیست؟
امروزه هر كس آمده مثلا یك ماهور بخواند. داد و شكسته و هرچی كه بوده را می خواند و ماهور را تا آخر می رود. حالا من هم برای شما یك ماهور می خوانم. از ماهور به سلمك می روم بعد به شوشتری و از شوشتری به منصوری و از آنجا به چهارگاه و از اینجا به لیلی و مجنون و از اینجا دوباره به ماهور بر میگردم. این یك مركب خوانی است. یاد گرفتن این كه كاری ندارد. اما من در این میان كار دیگر می كنم كه آن كار مشكل است. ببینید وقتی من ماهور را شروع می كنم و می روم به شوشتری و چهارگاه و لیلی و مجنون و... آن وقت یك سه گاه می خوانم. این مشكل است. چرا برای اینكه آنچه كه قبلا خوانده بودم گوشه بودند اما وقتی كه وارد سه گاه شدیم یعنی اینكه از یك دستگاهی وارد دستگاه دیگر شده ایم.


استاد گپا در جایی دیگر چنین گفته اند: من هم یك لحظه بیكار ننشستم. چه در ایران و خارج دو دستگاه مهم را كه برای جوانان خیلی مشكل جلوه داده و بزرگ كرده اند را با مدلاسیونهای جدیدی درست كردم. راست پنج گاه و نوا را می گویم. الان هم دارم آنها را درس می دهم. مدلاسیونهایی كه در سه گاه و شور و بیات اصفهان بود پایه ای درست كردم. راست پنج گاه را آنطور به هنر آموزان درس می دهم كه آنها با خواندن راست پنج گاه و نوا تمام دستگاههای موسیقی ایرانی و گوشه ها را فرا گیرند...


تعدادی از افتخارات استاد گلپا:


۱) اجرای آواز در سازمان یونسکو (سال ۱۳۳۵) به دعوت این سازمان
۲) اجرای بیشترین آواز در برنامه گلها
۳) تدریس موسیقی ایرانی و آواز بنا به دعوت دانشکده میوزیک بیلدینگ یوسی.ال.ا کالیفرنیا در سال ۱۳۴۰
۴) اجرای برنامه در رویال دایان لندن در سال ۱۳۵۲ (اجرای برنامه در حضور و در کنار برترین خوانندگان جهان از تمام کشورهای دنیا  - در این سمینار از هر کشور برترین خواننده برای اجرای برنامه اعزام شده بود که از ایران استاد گلپایگانی دعوت شده بود.)
۵) دریافت دکترای افتخاری هنر در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا (استاد گلپا اولین ایرانی است که موفق به دریافت دکترای افتخاری هنر در زمینه موسیقی می باشد.)
۶) دریافت دکترای افتخاری اقتصاد و هنر از سازمان یونسکو در سال ۱۳۸۱ ،
۷) دریافت دکترای افتخاری و اسکار هنر موسیقی در سال ۱۳۸۴ از دانشگاه بوداپست مجارستان.
۸) دریافت دکترای افتخاری و مدال هنر در سال ۱۳۸۴ از سازمان ملل متحد و نماینده این سازمان پروفسور مازیتینی.
۹) گنجاندن آوای آواز آقای گلپا در یک فیلم جهانی "مده آ" ساخته کارگردان مشهور ایتالیایی "پازولینی" (وی تنها خواننده ایرانی است که صدایش در یک فیلم جهانی گنجانده شده است.)
۱۰) انتخاب به عنوان محبوبترین خواننده سال ۱۳۸۰ در بین تمام خوانندگان ایرانی داخل و خارج از کشور و انتخاب ترانه عشق پاک (من تو را آسان نیاوردم به دست) به عنوان برترین آهنگ سال.
11) دریافت جایزه ویژه در مجلس سنای فرانسه از دست ژاک شیراک (رئیس جمهور وقت فرانسه) و انتخاب به عنوان یکی از برترین خوانندگان موسیقی کلاسیک جهان در سده حاضر

 

نظرات متفاوت سایر اساتید در مورد ایشان:
استاد اسدا... ملك در كتاب مردان موسیقی ص ۳۹۵ چنین می گوید: من می دیدم كه استاد صبا و برومند چه سوالهایی از گلپا درباره گوشه های سخت و مهجور آواز ایرانی می كردند و تا وی صحیح نمی خواند سراغ گوشه و آواز دیگر نمی رفتند. گلپا صدایی شش دانگ دارد. خاتمه صدای او یك لرزش بسیار زیبا دارد. وی ردیف شناسی و مدلاسیون (مركب خوانی) با كمال قدرت اجرا می كرد و چنین ادمه می دهد :یادم هست در منزل یکی از دوستان بنان و گلپا شروع کردند به خواندن در مایه افشاری. من هم که ویولن را برده بودم مشغول جواب دادن به آنها بودم. قریب دو ساعت این دو نفر مرکب خوانی کردند. تمام گوشه های نوا خوانده شد. با مدلاسیون بسیار زیبایی گلپا به راست پنجگاه رفت و بنان هم ادامه آنرا خواند. من دیدم که این دو نفر احتیاجی به ساز من ندارند. اکبر می خواند و بنان به جای من جواب او را با گوشه ای دیگر می داد. ساز را زمین گذاشتم. در اینجا زنده یاد بنان رو به گلپا کرد و گفت: نمی دانستم تا این حد به گوشه های موسیقی مسلط هستی و به مرکب خوانی تا این اندازه وسیع و گسترده تسلط داری.

 

استادان اکبر گلپایگانی و اسدالله ملک

 

استاد علی تجویدی:ایجاد سبک و شیوه ای نوین در اجرای آوازهای اصیل ایرانی همراه با صدایی رسا و تحریرهایی بدیع و استادانه در ردیف ها و گوشه های آن توسط شما (گلپا) از چنان جذابیت و دلنشینی برخوردار بود که لاجرم برگوش دلها نشسته و آواز ایرانی را که تا آن زمان عامه مردم کمتر بدان توجهی می کردند مورد توجه و اقبال عمومی قرار داد و... منبع:مجله موسیقی قرن 21 شماره 1 صفحه 50

 

استادان علی تجویدی و اکبر گلپایگانی

 

استاد جلیل شهناز: آقای گلپایگانی از هنرمندانی است که دوستش دارم و علاوه براین که صدای کم نظیری دارد زحمت زیادی در راه اعتلای آواز ایران کشیده است و به طور خلاصه می توانم بگویم گلپا هنرمندی واقف،وارد و مانند آقایان بنان،قوامی،تاج و ادیب صاحب سبک است. منبع:مجله موسیقی قرن 21 شماره 1 صفحه 51

 

استادان جلیل شهناز و اکبر گلپایگانی

 

استاد بیژن ترقی: صدای گلپا به واقع تحولی عظیم و چشم گیر در سبک خوانندگی کشور ایجاد کرد. در ایامی که همه اعم از پیر و جوان بیشتر به ترانه های رادیو دل بسته بودند و چنان توجهی به آواز نداشتند صدای گلپا با چنان استقبال و شور و حال روبرو شد که از هر خیابان و جلوی هر میدان و مغازه ای که رد می شدیم طنین صدای گلپا عابرین را از حرکت باز می داشت و... منبع:مجله موسیقی قرن 21 شماره 1 صفحه 54

 

استاد منصور نریمان: ساعت 6 عصر یکشنبه روزی درسال 1341 به بازار رفته بودم تا چیزی تهیه کنم که دیدم همه مغازه ها بسته اند. علت را پرسیدم گفتند مگر خبر نداری امشب گلپا می خواند. درست عین همین جمله را به کار بردند. دیدم همه از فقیر و غنی می دوند تا زودتر خودشان را به منزل برسانند تا صدای ایشان را از رادیو بشنوند. ایشان از همان اولین قدم به عنوان بهترین خواننده این مرز و بوم کارش را شروع کرد. چطور عرض کنم که به دیگران برنخورد همه خوب هستند ولی ایشان در آن زمان چنان خدمتی به احیای موسیقی ایران کردند که ما موزیسین ها مرتب تلاش می کنیم تا بتوانیم یک قدم ایشان را برداریم.از خصایص آقای گلپا تعلیم شاگردانی بود که مثل خود ایشان به تقلید اعتقادی نداشته اند. مثلا همین الان که دوست عزیزمان آقای ... شاگردانی دارند. همه دارند یک جور می خوانند .وقتی شما رادیو را روشن می کنید و صدای شاگردان ایشان را می شنوید ابتدا گمان می کنید خود ایشان هستند تا بعد به اشتباه خودتان پی می برید. اما هیچ یک از شاگردان آقای گلپایگانی نمی توانند حتی 60 درصد از ایشان تقلید کنند. یکی دیگر ازخصایص گلپا این است که با یک گوشه یک برنامه را اجرا می کند. ببینید گوشه بختیاری شش هفت خط بیشتر نیست و در عرض چند ثانیه تمام میشود. شوشتری هم همین طور. ولی وقتی ایشان شوشتری را در همین اندازه است می خواند نیم ساعت طول می کشد بدون اینکه مطلبی تکرار شود.و... منبع:مجله موسیقی قرن 21 شماره 1 صفحه 58

 

استاد پرویز یاحقی:گلپا خواننده ای برجسته و دارای سبک است و مانند آقایان بنان،قوامی و ادیب خوانساری یکی از بهترین خوانندگان آواز ایران است. ایشان یکی از بهترین صداها را دارد. حالت و وضعیت خاص صدای ایشان همیشه مورد علاقه مردم بوده است.ایشان بیشترین برنامه هایش را با همکاری من،استاد مرتضی محجوبی و استاد حبیب الله بدیعی انجام داده است. کارهای ایشان در برنامه گلها بسیار شاخص است. به خاطر صاحب سبک بودن این هنرمند بود که مردم بهترین لقب ها مانند سلطان آواز ایران، مرد حنجره طلایی و گل سرسبد آواز ایران را به او دادند. صدای گلپا مثل طلا بود و... منبع:مجله موسیقی قرن 21 شماره 1 صفحه 51

 

استادان اکبر گلپایگانی و پرویز یاحقی

 

استاد فریدون حافظی: از خصایص گلپا این است که علاوه بر قشنگ خواندن، یک آرتیست به تمام معناست. من با خیلی از خوانندگان دوست بودم و برنامه اجرا کردم.افرادی مانند بنان و قوامی که روحشان شاد باد. ولی گلپا یکی از ستارگان برجسته آواز ایران است. سبکی که گلپا آورد سبک نویی بود. من متاسفم که در اوج خوانندگی اش یک مرتبه زمین زده شد و... منبع:مجله موسیقی قرن 21 شماره 1 صفحه 56

 

استاد فرهنگ شریف:هرچند که اساتید گرانقدری مانند بنان، قوامی، ادیب خوانساری وجود داشتند و از صدای خوشی برخوردار بودند اما آقای گلپایگانی آمد و با صدای گرم و زیبایش طوفانی به پا کرد. از اولین روزهایی که ایشان کارش را آغاز کرد، ساز من آن صدای گرم را همراهی کرد. به جرئت می توان گفت گلپا اولین خواننده ای بود که با گلها شروع کرد و مدت هفده سال تمام بر آن تکیه زد. خواننده ای که مردم را با آواز آشتی داد و سبب رونق آن شد. صدای گلپا در وهله اول به دل می نشیند و بعد بر روح  انسان اثر می گذارد و همواره در یاد شنونده باقی می ماند و برای همین است که مردم آوازهای او را زمزمه می کنند .حدود چهار دهه است که نسل های متفاوت این مملکت او را به خاطر سپرده اند.این ماندگاری نزد مردم یک کشور به عمری نزدیک پنجاه سال کار ساده ای نیست و... منبع:مجله موسیقی قرن 21 شماره 1 صفحه 60

 

استادان فرهنگ شریف و اکبر گلپایگانی

 

استاد امین الله رشیدی - در مصاحبه با کتاب گشت و گذاری در موسیقی سنتی ایران - جلد دوم صفحه 331 ، از ایشان سوال شده آقای رشیدی در موسیقی سنتی ایران صدای کدام خواننده را بیشتر می پسندید؟ رشیدی: اکثرا قابل احترامند و دارای صدایی خوش و از ارزش والایی برخوردارند و در استادی و تسلطشان در اجرای دستگاه های موسیقی تردیدی نمی توان داشت. اما از میان همه این عزیزان و استادان از اولین ها تا این اواخر آوایی که به دلم نشست از آقای گلپایگانی بود. و بعد می گوید:

شاهد آن نیست که موئی و میانی دارد         

بنــده طـلــعـت آن بـاش که آنـی دارد

 

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-


او گویی برای این آفریده شده تا برای دلش و خدایش بخواند. چنانچه توانست با ارائه سبک و شیوه خاص خود و اجراهای دلپذیر مردم را از موسیقی معمولی و پایین دوباره با آواز اصیل آشتی دهد. نمونه بارز این ادعا اجرای خوب او در آواز" مست مستم ساقیا دستم بگیر" است. استاد گلپایگانی هنرمندی است دوست داشتنی، متواضع، با سواد، اهل مطالعه و با اخلاق که توانسته است با نسلهای بعد از خودش هم ارتباط برقرار کند.خاطره صدای گلپا هیچ گاه از ذهن مردم پاک نمی شود. او در سطح یک خواننده و مدرس در جهان شناخته شده و به دعوت کشورهایی مثل انگلیس ، آمریکا ، فرانسه، هلند ، چین و ژاپن برنامه هایی به شکل آموزشی اجرا می کند. در همین چند سال گذشته آوازی در راست پنج گاه در لس آنجلس اجرا کرد که در سازمان یونسکو تدریس می شود ...
 

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 خردادماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 9:6 |

گلهای تازه 35

 خـبــرت  خـراب  تـر  کــرد  جـراحـت  جـدایـی                                                چـو خـیـال آب روشن که به تشـنگان نمایی

 تو چه ارمغانی آری که به دوسـتان فـرستی                                                 به از این چه ارمغانی که تو خویشتن بیابی

 بشدی و دل ببـردی و به دست غم سپردی                                                  شـب و روز در خـیـالی و نـدانـمــت کـجـایی

 سخنی که با تو دارم به نسیم صبـح گفتم                                                   دگــری نمی شـنـاسم تو ببــر که آشـنایی

استاد اکبر گلپایگانی - استاد اسدالله ملک

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

گلهای تازه 35

هنرمندان : استاد اکبر گلپایگانی (آواز) ، استاد فرهنگ شریف (تار)

زنده یاد استاد اسدالله ملک (ویولن) ، زنده یاد استاد جهانگیر ملک (تنبک)

اشعار متن برنامه و غزل آواز : سعدی

گوینده برنامه : فخری نیکزاد

صدابرداران : ایرج حقیقی ، محمد جهانفرد

آواز در دستگاه : چهارگاه

دانلود گلهای تازه 35

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

از ابتدای پیدایش وبلاگ آوای گلپا آوازها و برنامه های متعددی برای دانلود در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است. اما متاسفانه تعدادی از این برنامه ها در اوایل کار در سایت های آپلود برنامه ها ، حذف شده اند و دیگر اثری از آنها باقی نمانده است. اما از مدتی قبل برنامه ها در سایت 4shared آپلود شده اند و در زیر گزارشی از برنامه های استاد گلپا مشاهده می فرمایید. در ضمن با کلیک بر روی نام هر برنامه می توانید آن برنامه را دانلود بفرمایید.

لینک دانلود و نام برنامه تاریخ آپلود تعداد دانلودها
موسیقی ایرانی (گلپا و مرضیه) 19 مهر ماه 1386 2155
برگ سبز 95 9 آذر ماه 1386 894
برگ سبز 130 10 مهرماه 1387 1624
گلهای جاویدان 141 26 اسفند ماه 1388 169
گلهای جاویدان 148 30 اسفند ماه 1387 574
گلهای رنگارنگ 246 ب 31 مرداد ماه 1388 449
گلهای رنگارنگ 475 10 اسفند ماه 1386 1092
شاخه گل 79 24 خرداد ماه 1387 1370
شاخه گل 114 4 دی ماه 1386 987
شاخه گل 211 23 آبان ماه  1388 309
شاخه گل 218 1 فروردین ماه 1387 1121
گلهای تازه 24 19 مهر ماه 1386 1318
گلهای تازه 35 31 اردیبهشت ماه 1389 ؟
گلهای تازه 43 19 آبان ماه 1387 913
گلهای تازه 56 26 تیر ماه 1387 1392
گلهای تازه 89 11 مهر ماه 1388 414
بزم شاعران 27 اردیبهشت ماه 1388 403
بزم شاعران 27 دی ماه  1388 249

نوشته شده در تاریخ جمعه 31 اردیبهشت ماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 8:22 |

مهرداد قاسمفر:
در تاریخ رسانه اى ایران کمتر برنامه اى را مى توانیم سراغ بگیریم که توانسته باشد به اندازه مجموعه برنامه گل ها، نسل هایى از پى نسل را در ایران شیفته خودش کند. برنامه اى که در طول عمر ۲۲ ساله اش هم از میان نسل جوان معاصرش طرفداران بی شمار داشته و هم نسل مسن تر را هم مجذوب خودش کرده بود. تکرار چنین موفقیتى آرزوى هر برنامه سازى در رادیو و تلویزیون است، آرزویى که داوود پیرنیا، موسس و همه کاره برنامه گل ها از نوروز ۱۳۳۵ به خوبى از پى آن برآمد.

پیرنیا یک حقوقدان بازنشسته بود. او به اعتبار سوابق خانوادگى اش، اهل ادب و فرهنگ و موسیقى بود و برنامه گل ها را به مدت یازده سال تا سال ۱۳۴۶ با نظارت و حمایت خودش تولید کرد. برنامه اى که صدها هنرمند و شاعر و نوازنده و خواننده را به ایرانیان معرفى کرد. پخش این برنامه اگر چه از سال ۱۳۵۷ متوقف شد اما طرفداران خودش را همچنان در قالب گروه هاى مختلف از طریق ارتباطات رو در رو و یا اینترنتى حفظ کرده است.

اما مهمترین مسئله براى پژوهشگران موسیقى ایرانى، دانشجویان موسیقى و عامه مردمى که به این برنامه علاقمندند این بوده که دسترسى به مجموعه این برنامه که گنجینه اى از بیش از دو دهه موسیقى ایران است براى همگان مقدور نیست و همین نیز گاهى خللى در پژوهش هاى موسیقى در ایران بوده است.

تا اینکه از چند سال پیش یک پژوهشگر آمریکایى آستین همت بالا زد و با همکارى دانشگاه سواز لندن، شروع به جمع آورى آثار این مجموعه پراکنده و کمیاب و حتى گاه نایاب کرد. با این هدف که کارى علمى و ماندگار براى موسیقى ایرانى انجام دهد. او خانم جین لویسون نام دارد که امروز در دانشگاه هاى لندن تدریس مى کند و پیش از نوروز امسال نیز با همکارى بنیاد میراث ایران، یک آلبوم از صداى چهار خواننده زن برنامه گل ها نیز تهیه کرد و به طور رایگان در اختیار ایرانیان علاقمند به موسیقى قرار داد.
 

مصاحبه


خانم لویسون اجازه بدهید من پرسشم را از اینجا شروع کنم که چطور اصلا شما با موسیقى ایرانى آشنا شدید؟ و این آشنایى در کجا اتفاق افتاد؟ کلا داستان این ماجرا چطور بود؟

جین لویسون: ما در ایران در دانشگاه پهلوى شیراز درس مى خواندیم و از آنجا در رشته ادبیات فارغ التحصیل شدیم. زمانى که در آنجا درس مى خواندیم به طور مرتب با موزیک ایرانى در تماس بودیم و مخصوصا مرتبا برنامه گل ها را گوش مى دادیم و یک علاقه خاصى نسبت به موسیقى ایرانى در ما ایجاد شده بود.


چه سالى بود؟
ما در سال ۱۹۷۳ به ایران رفتیم و در سال ۱۹۷۴ وارد دانشگاه شدیم و تا زمان انقلاب در ایران باقى ماندیم.


شما و همسرتان هر دو در دانشگاه شیراز در رشته ادبیات فارسى تحصیل مى کردید؟
بله . هم من و هم شوهرم.


چطور شد که شما به زبان فارسى علاقمند شدید؟ آیا پیش از این زمینه اى براى آشنایى شما به زبان فارسى فراهم شده بود؟
ما هر دو در حوزه نقاشى و شعر هنرمند بودیم. وقتى با ترجمه انگلیسى اشعار حافظ و سعدى و مولانا برخورد کردیم متوجه شدیم که اشعار این شاعران داراى یک سرى پیام هاى استثنایى است. تصمیم گرفتیم به ایران برویم و فارسى را یاد بگیرم تا اشعار این شاعران را بى واسطه بخوانیم.


در همان سال ها بود که براى اولین بار با موسیقى ایرانى آشنا شدید؟ عامل آشنایى شما چه بود؟ برنامه گل ها بود یا عواملى چون ارکسترها و موزیسن هاى ایرانى باعث این علاقمندى شد؟
برنامه گل ها یکى از عوامل اصلى این علاقه بود ولى ما در محیط ایرانى قرار گرفتیم. با موزیسین هاى ایرانى آشنا شدیم و رفت و آمد پیدا کردیم . هم جشن هنر در شیراز و هم اجراى کنسرت هایى که در حافظیه اجرا مى شد عوامل مهمى بودند. ما همسایه حافظیه بودیم و آن کنسرت ها را از نزدیک مى دیدیم. با دانشجویان و اهالى موسیقى رفت و آمد پیدا کردیم و این گونه بود که به موسیقى ایرانى آشنا شدیم.


من مى دانم که شما کار گسترده اى را براى گردآورى مجموعه برنامه گل ها که از نوروز سال ۱۳۳۵ به همت استاد پیرنیا از رادیو ایران پخش شد، چند سالى است که آغاز کرده اید. ماجراى این گردآورى چیست؟
تقریبا از زمستان ۲۰۰۴ بود که متوجه شدم کسى تا به حال تغییرات و پژوهشهاى جدى و آکادمیکى نسبت به برنامه گل ها انجام نداده است. هیج جا این برنامه به شکل یک جا جمع آورى نشده بود و هیچ تغییرات علمى درست و حسابى نسبت به آن اعمال نشده بود. من با خودم فکر کردم حیف است برنامه ایى با این همه اهمیت  در فرهنگ ایرانى که باید تمام ایرانیان قدرش را بدانند گمنام بماند. با بریتیش لایبرى تماس گرفتم. آنها گفتند که پروژه اى به نام «آرشیوهاى در خطر» دارند. با آنها صحبت کردم و گفتند که برنامه گل ها، منبع مهمى است که باید جمع آورى و گردآورى شود. آنها گفتند که شما جلو بروید ما شما را پشتیبانى و حمایت مى کنیم و این جور بود که این پروژه شروع شد.

من چند سال به ایران و اروپا و آمریکا سفر کردم. هر جا یک نفر را پیدا مى کردم که کلکسیونى از این برنامه داشت به آنجا مى رفتم و با وى صحبت مى کردم. منابع را با هم رد و بدل مى کردیم . تا بالاخره برنامه ها همگى جمع آورى شد. و من آن را به آرشیو بریتیش لایبرى سپردم . هم اکنون هم در آنجا آرشیو کاملى از این برنامه وجود دارد. اما من فکر کردم این کار کافى نیست. چون افرادى هستند که هرگز نمى توانند به آرشیو بریتیش لایبرى دسترسى داشته باشند. به این فکر افتادم که باید کارى کنم که این منبع در دسترس همه ایرانیان باشد.


با توجه به اینکه این برنامه به مدت ۲۲ سال پخش مى شد و مجموعا چیزى حدود یک هزار و ۵۰۰ برنامه گل ها در طى این مدت پخش شد، گردآورى این مجموعه باید براى شما کار دشوارى باشد؟

من واقعا فکر مى کنم این نیت خیر آقاى پیرنیا و عشق همه هنرمندانى که نسبت به فرهنگ و ادبیات ایران تعصب داشتند، در این ماجرا تاثیرگذار بود. در این مدت با هر کسى برخورد مى کردم با محبت و همکارى و عشق و آغوش باز با من مواجه مى شد. از این لحاظ که کوشش بسیارى در این زمینه انجام دادم و شب هاى زیادى تا صبح بیدار بودم حرفى نیست. اما در برخورد با مردم و موسسات داخل و خارج ایران همیشه با جواب مثبت و روى خوش مواجه مى شدم و همه خوشحال بودند که این کار دارد انجام مى شود.

مرحوم استاد داود پیرنیا - مرحوم استاد رهی معیری



این برنامه هم در عرصه ادبیات و هم در عرصه موسیقى تاثیر شگرفى داشت. زمانى پخش برنامه گل ها شروع شد که ایران در روزهاى پس از جنگ جهانى دوم قرار داشت. ایران تحت نفوذ ملتهاى عرب، ترک ، کرد ، انگلیس و امریکا قرار داشت. جنبش هاى مختلفى وجود داشتند که در پى امور مدرن بودند. موسیقى خارجى هم نفوذ بسیارى داشت و این امکان وجود داشت که در این راستا موسیقى اصیل ایرانى به کلى نابود شود. در مقاله هاى مختلفى که آقایان خالقى، تجویدى و معینى کرمانشاهى در آن روزها در مجلات منتشر مى کردند نیز این نگرانى به خوبى نشان داده مى شد. از این جهت برنامه گل ها در حفظ موسیقى اصیل ایرانى نقش مهمى را بازى کرد. بازخوانى آهنگ هاى زمان قاجار مثل آثار درویش خان، عارف و شیدا باعث شد که این آثارى که ممکن بود به کلى فراموش شوند، دوباره یادآورى شوند. آقایان خالقى، تجویدى، و معروفى بودند که این آثار را از نو روى کنسرت تنظیم کردند و دوباره بازخوانى کردند.

برنامه گل ها از لحاظ ایجاد احترام به هنرمندان نیز موثر بود. هنرمندان در ایران همیشه به علت وجود تعصبات مذهبى و فرهنگى در یک مرحله حذف قرار داشتند. اما بعد از پخش برنامه گل ها، مردم هنرمندان و موسیقدانان را «هنرمند محترم» مى خواندند و نه «مطرب». در آن زمان بیسوادى در ایران بیداد مى کرد. تنها وسیله ارتباط جمعى در ایران که مردم به آن دسترسى داشتند رادیو بود. معرفى اینهمه شاعر از گنجینه ادبیات ایران اقدام مهمى بود.

آیا این برنامه در تمام طول این ۲۲ سال که پخش مى شد ده دقیقه اى بود؟ پخش آن روزانه بود یا هفتگى؟
پخش برنامه گل ها چند شکل مختلف داشت. اولش برنامه «گل هاى جاویدان» پخش مى شد که برنامه اى سنگین و عرفانى بود. توضیحات مفصلى درباره یک شاعر یا یک موضوع با همراهى آواز و سلو و دکلمه پخش مى شد. بعد متوجه شدند که ممکن است این برنامه سنگین ۴۵ دقیقه اى براى عموم مردم سنگین باشد. بعد از آن برنامه «گل هاى صحرایى» ساخته شد که خود آقاى پیرنیا در یک مصاحبه گفتند این برنامه را صرفا به خاطر خانم سیما بینا ساختند تا آهنگ هاى فلکوریک ایرانى را که آقاى معیرى ، معروفى و خالقى با تنظیم به روى ارکستر ساخته بودند با لهجه هایى از سراسر ایران اجرا کنند. بعد از آن برنامه «یک شاخه گل» ساخته شد که از ۱۵ دقیقه تا ۴۵ دقیقه پخش مى شد. و چیز جالبى که در این برنامه قابل توجه بود معرفى ۶۷ شاعر زن از زمان سامانى تا معاصر بود. اما از سال ۷۲ بود که آقاى ابتهاج مسئولیت این برنامه را به عهده گرفت و اسم آن را هم «گل هاى تازه» گذاشت.


شما فقط کلکسیون را جمع آورى کردید یا اینکه مصاحبه هایى هم انجام دادید؟
من تا آنجایى که مى توانستم با هر کسى که برخوردم و دست اندر کار برنامه گل ها بود مصاحبه کردم.


مثلا با چه کسانى مصاحبه کردید؟
با آقایان معینى افشار، تجویدى، معینى کرمانشاهى، همایون خرم، شجریان و خانم پروین صالح، خانم سیما بینا، خانم اوفلیاپرتو، و حتى با بچه هاى آقاى پیرنیا هم مصاحبه کردم. با خانم پژوهش، خانم فخرى نیکزاد و تمام کسانى که به آنها دسترسى داشتم یا در قید حیات بودند گفت و گو کردم.


تعریف خود شما از موسیقى ایرانى ، به عنوان یک غیر ایرانى که با آن نوستالژى به موسیقى ایرانى نگاه نمى کند، چیست؟ این موسیقى چقدر ظرفیت و توانایى ایجاد ارتباط با مخاطب را دارد؟
موسیقى ایرانى در عرصه موسیقى جهانى بسیار مهم است. اما کمتر به آن توجه شده است. من فکر مى کنم با این کارى که داریم برنامه گل ها را روى اینترنت به شکل قابل جستجو مى گذاریم کمک مى کند به این امر که محققان بتوانند با یک نگاه جدى با موسیقى ایرانى برخورد کنند. الان منبعى به شکل آکادمیک و فریز شده وجود ندارد که یک دانشجوى موسیقى براى تحقیق به آن مراجعه کند. اما منابع بسیارى براى موسیقى هندى و چینى وجود دارد. این در حالى است که موسیقى ایرانى عمق خاصى دارد. مخصوصا در ایجاد یک حالت عرفانى که در موسیقى سایر ملل کمتر دیده مى شود بسیار تواناست و لطافت خاصى دارد.


براى آرشیوى که از آن صحبت مى کنید چه برنامه اى دارید؟ آیا آن هزا رو ۴۹۸ برنامه گل ها قرار است در دسترس عموم قرار بگیرد یا اینکه براى بازپخش آن در اینترنت برنامه خاصى دارید؟
خیر. برنامه ما فقط در اختیار قرار دادن این فایل هاى صوتى به مردم نیست. این که کار ساده اى است و ممکن است هزار سایت دیگر هم بتوانند این خدمات را ارائه کنند. کارى که ما مى کنیم ایجاد یک دیتابیس است که شما بتوانید از طریق این دیتابیس کار جستجو را انجام دهید. مثلا تمام آهنگ هایى را محجوبى نوشته و بنان خوانده است و مثلا شعرش را معینى کرمانشاهى سروده است را با سرچ بتوان پیدا کرد. نت هاى ترانه هایش را خواند و به صورت فایل صوتى هم آن را شنید و شعرش را هم در مقابل چشم بیننده بگذاریم. بیوگرافى ۵۶۰ شاعر و ۲۴۰ اجرا کننده برنامه گل ها را در اختیار مخاطب قرار مى دهیم و این منبع، یک منبع تحقیقاتى خواهد بود.


متن این دیتا بیس به چه زبانى قابل دسترسى است؟
هم با حروف لاتین و هم با حروف فارسى قابلیت دسترسى خواهد داشت.


در مورد این سى دى اخیرى که با عنوان«گلچین نوروزى» منتشر کردید لطفا برایمان توضیح دهید؟ این سى دى چه محتوایى دارد؟ شامل چه بخش هایى است و در کجا توزیع شده است؟
تا کنون دو سى دى در این مورد منتشر کرده ام. یکى از آنها را دو سال پیش به همت دانشگاه سواز منتشر کردیم که شامل برنامه هاى برگ سبز و گل هاى جاویدان مى شد که در واقع به نوعى، معرفى پروژه بود و دانشگاه مى خواست که در این سى دى از برنامه هاى قدیمى تر استفاده شود. اما امسال با همکارى بنیاد میراث ایران در لندن تصمیم گرفتیم یک سى دى با صداى چهار خواننده زن ایرانى به نام هاى سیما بینا، مرضیه، الهه، و هنگامه اخوان منتشر کنیم . سعى کردیم تمام آهنگ هاى شاد و معروف این چهار خواننده را انتخاب کنیم و به ایرانیان تقدیم کردیم.
 

نوشته شده در تاریخ شنبه 28 فروردین ماه 1389

+ نوشته شده توسط علی شریفی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 8:17 |

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
ساقـی کـجـاست گـو سبــب انتـظار چیـست
هـر وقـت خوش که دست دهد مغتـنم شمار
کـس را وقوف نیـست که انجـام کـار چیـست


با کلامی موزون، زیبا و روح پرور که اثر دل حساس عاشقی پر جوش و خروش چون خواجه شمس الدین محمد حافظ است آغاز سخن می کنم و با پستی دیگر در خدمت دوستان یکرنگ و صاحب دل خواهم بود. پیشاپیش نوروز و عید خجسته باستانی را به خدمت یکایک دوستان و سروران عزیز تبریک و تهنیت عرض می نمایم و از درگاه حضرت دوست برای همه دوستان اهل دل، سالی پربار و نکو همراه با سلامی و عافیت مسئلت دارم و امیدوارم سال پربار و مفیدی را در تمامی زمینه ها، خصوصاً هنر ، ادبیات و موسیقی پیش رو داشته باشیم.


بهار آمد بهار آمد که عالم بوی جان گیرد
بنال ای بلبل عاشـــق که یار گلعذار آمد

 

تابلوی شکسته نستعلیق اثر استاد یدالله کابلی خوانساری


در این پست یکی از برنامه های وزین و جالب گلهای جاویدان را به تمامی دوستان تقدیم می دارم.


-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
گلهای جاویدان 141


هنرمندان : استاد اکبر گلپایگانی (آواز) ، استاد حسین قوامی (آواز)
استاد احمد عبادی (سه تار) ، استاد جلیل شهناز (تار) ، استاد حبیب الله بدیعی (ویولن)
استاد بهرام شمس (تنبک)


هم نواز آواز استاد گلپا: استاد حبیب الله بدیعی
هم نواز آواز استاد قوامی : استاد جلیل شهناز


اشعار متن برنامه و غزل های آواز : سعدی
گوینده برنامه : روشنـک

دانلود گلهای جاویدان 141

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-


آواز استاد اکبر گلپایگانی


   بر آتش تو نشستیم و دود عشــــق برآمد                                                تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی


   تـو را کـه دیـده ز خـواب خـمـار بـاز نبـاشد                                                ریاضت من شب تا سحـر نخفته چه دانی


   به پای خویشتن آیند عاشقـان به کمندت                                                 که هر که را تو بگیری ز خویشتـن برهانی


   من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم                                                 تو می روی به سلامت سلام ما برسانی


روان روشن سعدی که شمع مجلس توست


بـه هیــچ کـار نیـاید گـرش نســوزانـی
 

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-


آواز استاد حسین قوامی


   دلبرا پیش وجـودت همه خـوبان عدمند                                                      سـروران در ره سـودای تـو خاک قدمنـد


   شهری اندر طلبت سوخته آتش عشق                                                      خلقی اندر هـوست غـرقه دریای غمند


خون صاحب نظران ریختی ای کعبه حسن


قتل اینان که روا داشت که صید حرمند


   گاه گاهی بگـذر در صف دلسـوختــگان                                                            تـا ثنـائیــت بگـویـنــد و دعـایی بدمنــد


   هر خم زلف پریـشان تو زندان دلیست                                                            تـا نگـویی که اسـیـــران کمنـد تو کمند


تـو سبــک بـار قـوی حال کجــا دریـابی                                                           کـه ضعیـفان غمـت، بار کشان ستمند


-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
 

تابلوی شکسته نستعلیق اثر استاد یدالله کابلی خوانساری

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

تصنیف باغ چشات

وقتـی تـو باغ چشـات دونـه دونه گـل گـریه وا میـشه
عشقمون رسوا میشه


وقتی طوفان غضب تو چشات پیدا میشه
عشقمون رسوا میشه


آسمون عشقمون زیر یک ابر سیاه
میــره نـا پـیــدا میـشه


آفـتاب و مهتابمـون گم تـوی دریـا میشه
عشقمون رسوا میشه


یه روز از خنده تو جار آویزه اشکم می شکست
در دل ساده تو شور و شادی مگه از پا می نشست



-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
تصنیف باغ چشات
خواننده : استاد اکبر گلپایگانی
آهنگساز : استاد فرهنگ شریف
ترانه سرا : استاد بیژن ترقی
 

دانلود تصنیف باغ چشات

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفندماه 1388

 

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:57 |

استاد اکبر گلپایگانی یکی از برجسته ترین چهره های موسیقی فاخر ایرانی هستند که برای تمامی اهل هنر چهره ای شناخته شده و آشنا هستند. این هنرمند گرانمایه آثار بسیار ارزشمند و با ارزشی را رقم زده اند. کمتر کسی پیدا می شود که اسم برنامه های گلها را شنیده باشد و با نام استاد گلپا آشنا نباشد. استاد گلپایگانی یکی از برترین و در عین حال یکی از پرکارترین هنرمندان برنامه های وزین گلها بوده اند. ایشان آوازهای بسیاری در برنامه های گلها اجرا کرده اند و در مقابل در بسیاری از برنامه های دیگر رادیویی از قبیل موسیقی ایرانی ، بزم شاعران ، شما و رادیو ، نوایی از موسیقی ملی ، بزم عاشقان و ... نیز هنرنمایی کرده اند. علاوه بر اینها استاد گلپا تصانیف و آوازهای دیگری داشته اند که به صورت رسمی در قالب آلبوم و کاست روانه بازار کرده اند و البته کارهای خصوصی و محافل خصوصی از ایشان بر جای مانده و چه بسا به امید خدا در روزگار حال و آینده نیز به وسیله حنجره توانا و کم نظیر ایشان رقم بخورد.
از دیر باز افراد مختلفی به فکر جمع آوری و مدون کردن این آثار گرانبها و البته آثار سایر هنرمندان و سایر برنامه ها بوده اند که قابل تقدیر است. در این پست برنامه های گلهایی که استاد گلپا در آنها هنرنمایی کرده اند را لیست کرده ام. البته قابل ذکر است تمامی برنامه هایی که در زیر لیست شده اند کاملاً صحیح و قابل استناد هستند. ممکن است شماره های دیگری هم قبلاً ذکر شده باشند اما آن شماره ها بدون سند و در واقع ساختگی بوده اند و وجود خارجی نداشته اند.
در لیست های زیر برنامه هایی را مشاهده می کنیم که همگی از لحاظ شماره و برنامه صحیح و موثق هستند. اکثر برنامه های زیر در آرشیو بنده موجود هستند و تعدادی که در آرشیو بنده موجود نیستند از لحاظ شماره برنامه کاملاً صحیح و قابل استناد هستند و صحت آنها برای بنده از چندین و چند منبع مختلف مشخص گردیده است. از سایر دوستان و همراهان عزیز خواهشمندم اگر احیاناً به غیر از برنامه های زیر برنامه هایی دیگری از استاد گلپا در اختیار دارند و یا شنیده اند در قسمت نظرات وبلاگ به آن برنامه ها اشاره بفرمایند.
 

برنامه گلهای جاویدان

1- گلهای جاویدان 141 2- گلهای جاویدان 142
3- گلهای جاویدان 145 4- گلهای جاویدان 146
5- گلهای جاویدان 147 6- گلهای جاویدان 148
7- گلهای جاویدان 150 8- گلهای جاویدان 151
9- گلهای جاویدان 157  

 

برنامه های برگ سبز

1- برگ سبز 29 2- برگ سبز 34
3- برگ سبز 49 4- برگ سبز 55
5- برگ سبز 57 6- برگ سبز 67
7- برگ سبز 75 8- برگ سبز 78
9- برگ سبز 80 10- برگ سبز 84
11- برگ سبز 85 12- برگ سبز 87
13- برگ سبز 90 14- برگ سبز 91
15- برگ سبز 95 16- برگ سبز 130
17- برگ سبز 139 18- برگ سبز ۱۴۱
19- برگ سبز 14۲ 20- برگ سبز 148
21- برگ سبز 150 22- برگ سبز 151
23- برگ سبز 155 24- برگ سبز 169
25- برگ سبز 174 26- برگ سبز 184
27- برگ سبز 187 28- برگ سبز 190
29- برگ سبز 198 30- برگ سبز 200
31- برگ سبز 202 32- برگ سبز 222
33- برگ سبز 256 34- برگ سبز 265
35- برگ سبز 281 36- برگ سبز 284
37- برگ سبز 301 38- برگ سبز 302
39- برگ سبز 304 40- برگ سبز 305
41- برگ سبز 312  

 

برنامه های گلهای رنگارنگ

1- گلهای رنگارنگ 182 ب 2- گلهای رنگارنگ 196 ب
3- گلهای رنگارنگ 197 ب 4- گلهای رنگارنگ 225
5- گلهای رنگارنگ 227 6- گلهای رنگارنگ 227 ب
7- گلهای رنگارنگ 231 8- گلهای رنگارنگ  231 ب
9- گلهای رنگارنگ 241 10- گلهای رنگارنگ 241 ث
11- گلهای رنگارنگ 244 12- گلهای رنگارنگ 246
13- گلهای رنگارنگ 246 ب 14- گلهای رنگارنگ 247
15- گلهای رنگارنگ 251 16- گلهای رنگارنگ 258
17- گلهای رنگارنگ 260 18- گلهای رنگارنگ 286
19- گلهای رنگارنگ 375 20- گلهای رنگارنگ 418
21- گلهای رنگارنگ 422 22- گلهای رنگارنگ 427
23- گلهای رنگارنگ 438 24- گلهای رنگارنگ 441
25- گلهای رنگارنگ 449 26- گلهای رنگارنگ 450
27- گلهای رنگارنگ 453 28- گلهای رنگارنگ 461
29- گلهای رنگارنگ 462 30- گلهای رنگارنگ 475
31- گلهای رنگارنگ 478 32- گلهای رنگارنگ 479
33- گلهای رنگارنگ 486 34- گلهای رنگارنگ 491
35- گلهای رنگارنگ 493 36- گلهای رنگارنگ 502
37- گلهای رنگارنگ 505 38- گلهای رنگارنگ 512 ب
39- گلهای رنگارنگ 516 40- گلهای رنگارنگ 522
41- گلهای رنگارنگ 525 42- گلهای رنگارنگ 529 ب
43- گلهای رنگارنگ 530 44- گلهای رنگارنگ 530 ب
45- گلهای رنگارنگ 537 46- گلهای رنگارنگ 539
47- گلهای رنگارنگ 545 48- گلهای رنگارنگ 545 ب
49- گلهای رنگارنگ 555 50- گلهای رنگارنگ 555 ب
51- گلهای رنگارنگ 556 52- گلهای رنگارنگ 558 ب
53- گلهای رنگارنگ 566 54- گلهای رنگارنگ 566 ب
55- گلهای رنگارنگ 574 ب  

 

برنامه های شاخه گل

1- یک شاخه گل 53 2- یک شاخه گل 57
3- یک شاخه گل 60 4- یک شاخه گل 63
5- یک شاخه گل 79 6- یک شاخه گل 85
7- یک شاخه گل 96 8- یک شاخه گل 98
9- یک شاخه گل 101 10- یک شاخه گل 105
11- یک شاخه گل 107 12- یک شاخه گل 108
13- یک شاخه گل 111 14- یک شاخه گل 114
15- یک شاخه گل 128 16- یک شاخه گل 134
17- یک شاخه گل 137 18- یک شاخه گل 143
19- یک شاخه گل 147 20- یک شاخه گل 151
21- یک شاخه گل 158 22- یک شاخه گل 169
23- یک شاخه گل 189 24- یک شاخه گل 191
25- یک شاخه گل 193 26- یک شاخه گل 195
27- یک شاخه گل 206 28- یک شاخه گل 207
29- یک شاخه گل 210 30- یک شاخه گل 211
31- یک شاخه گل 212 32- یک شاخه گل 213
33- یک شاخه گل 215 34- یک شاخه گل 218
35- یک شاخه گل 219 36- یک شاخه گل 220
37- یک شاخه گل 225 38- یک شاخه گل 227
39- یک شاخه گل 244 40- یک شاخه گل 245
41- یک شاخه گل 250 42- یک شاخه گل 251
43- یک شاخه گل 252 44- یک شاخه گل 255
45- یک شاخه گل 259 46- یک شاخه گل 261
47- یک شاخه گل 262 48- یک شاخه گل 335
49- یک شاخه گل 339 50- یک شاخه گل 347
51- یک شاخه گل 350 52- یک شاخه گل 352
53- یک شاخه گل 357 54- یک شاخه گل 360
55- یک شاخه گل 373 56- یک شاخه گل 374
57- یک شاخه گل 379 58- یک شاخه گل 391
59- یک شاخه گل 392 60- یک شاخه گل 396
61- یک شاخه گل 408 62- یک شاخه گل 412
63- یک شاخه گل 414 64- یک شاخه گل 415
65- یک شاخه گل 417 66- یک شاخه گل 424
67- یک شاخه گل 431 68- یک شاخه گل 435
69- یک شاخه گل 441 70- یک شاخه گل 457

 

برنامه های گلهای تازه

1- گلهای تازه 10 2- گلهای تازه 24
3- گلهای تازه 32 4- گلهای تازه 35
5- گلهای تازه 36 6- گلهای تازه 43
7- گلهای تازه 56 8- گلهای تازه 61
9- گلهای تازه 79 10- گلهای تازه 89
11- گلهای تازه 91 12- گلهای تازه 119
13- گلهای تازه 127 14- گلهای تازه 149

 


از تمامی دوستان عزیز خواهشمندم، چنانچه به برنامه ها و آوازهایی از استاد گلپا دسترسی دارند و یا وجود این برنامه ها موثق و قابل استناد است در قسمت نظرات این وبلاگ عنوان کنند. ما به فکر جمع آوری تمام آثار استاد گلپا هستیم. بنده از تمامی دوستداران موسیقی فاخر ایرانی خصوصاً دوستداران استاد گلپا استدعا می کنم در این امر مهم و خطیر بنده را یاری بفرمایند. به هر صورت منتظر یاری گرم دوستان هستیم. از دوست گرامی آقای فرهاد رحیمی و دوستانشان هم تمنا می کنیم برای کامل کردن اطلاعات ما را یاری کنند. در ضمن علاوه بر برنامه های گلها به فکر جمع آوری و مدون کردن دیگر آثار استاد گلپایگانی هستیم. در مورد برنامه های زیر هم از دوستان خواهشمندیم لیست آثار و برنامه هایی را که در اختیار دارند به آدرس ایمیل وبلاگ ارسال کنند و یا در قسمت نظرات عنوان بفرمایند.
 
برنامه های رادیویی بزم شاعران
برنامه های رادیویی شما و رادیو
برنامه های بزم عاشقان
برنامه های رادیویی نوایی از موسیقی ملی
برنامه های موسیقی ایرانی (برنامه سوم از موج FM به سرپرستی استاد همایون خرم)
آوازها و برنامه های رادیویی
آوازها و برنامه های تصویری
آوازها و برنامه های اجرا شده در محافل خصوصی
 
یک سری آوازها و برنامه های خاصی از استاد گلپا موجود هستند که صحت وجود آنها برای بنده از چند منبع آگاه مشخص گردیده است و ما به آنها دسترسی نداریم. از تک تک دوستان علاقه مند خواهشمندیم چنانچه به این برنامه ها دسترسی دارند و یا اطلاعاتی از این برنامه ها در اختیار دارند حتماً ما را هم در جریان بگذراند. در ضمن به غیر از آثار ذکر شده در لیست زیر، اگر احیاناً برنامه خاصی مد نظر دوستان می باشد حتما ما را هم از وجود چنین برنامه هایی آگاه بفرمایید.
 
تعدادی از برنامه های خاص:
1- آوازی در دستگاه نوا به همراهی سه تار استاد احمد عبادی
2- آوازی در دستگاه شور به همراهی تار استاد فرهنگ شریف با مطلع: بازگشتم امشب از میخانه اما مست مست
3- آواز دشتستانی به همراهی استادان رضا ورزنده و پرویز یاحقی
4- آواز بدون ساز با مطلع: ای ساکن جان من ...
5- آواز بدون ساز در مایه بیات ترک با مطلع: در خرابات مغان نور خدا می بینم
6- آواز چهارگاه با پیانو استاد جواد معروفی و ویولن استاد پرویز یاحقی
7- برنامه خصوصی به همراهی استاد حسین یاحقی
8- آوازی با مطلع: شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم
9- برنامه های ساز و سخن به همراهی نی استاد حسن کسایی
10- برنامه کامل تصویری یا صوتی دستگاه نوا به همراهی ویولن استاد اسدالله ملک و در حضور استادان تجویدی و شهناز
11- آواز (خصوصی) در دستگاه راست پنج گاه به همراهی سنتور کیومرث حقیقی
12- آواز راست پنج گاه به همراهی ویولن استاد علی تجویدی
13- بزم خصوصی با شرکت استادان گلپا و ایرج و ...
14- آواز (خصوصی) در دستگاه نوا با همکاری استادان اسدالله ملک و توکل
15- محفل خصوصی - دستگاه راست پنج گاه و مرکب خوانی با شرکت استادان گلپا، بنان و اسدالله ملک (این اثر احتمالاً ضبط شده است.)
16- آوازی با مطلع: امشب شده ام مست که مستانه بگریم (در واقع دنبال اجرای اصلی این اثر هستیم)
17- برنامه تصویری دستگاه راست پنج گاه با همکاری استادان گلپا و میلاد کیایی (لازم به ذکر است فایل صوتی این اثر در دسترس می باشد و ما دنبال فایل تصویری آن هستیم.)


 
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
در ضمن از همه دوستداران استاد گلپا خواهشمندیم برای رای دادن به ایشان
جهت انتخاب چهره های محبوب موسیقی جهان به سایت زیر مراجعه کنند:

 http://whopopular.net/Ali-Akbar-Golpayega

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

منتظر یاری گرم و صمیمانه همه عزیزان و دوستان هستیم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:48 |

به سال 1312 اكبر گلپايگاني در تهران بخش 9 هفده شهريور (سه راه شكوفه) ديده به جهان گشود . او ر خانواده يي متولد شده بود كه تمام افراد آن اعم از پدر و برادران ، داراي صدايي مطلوب و خوب بودند ، بدين جهت مي توان گفت كه صدا در خانواده او موروثي بوده و چنانكه گفته مي شود پدر بزرگ او نيز از صدايي خوش و رسا برخوردار بوده است.
اكبر گلپايگاني از همان دوران طفوليت بنا به توصيه پدر ، به تمرين آواز پرداخت و تحت توجهات او به اصول موسيقي تا حدودي آشنا شد. او بيش از شش بهار از زندگي اش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و در همان خردسالي ، ضربه هولناكي بر او وارد شد و زندگي او از همين زمان دچار غم و اندوه گشت و خودش در اين باره مي گويد :" پس از فوت مادرم ، عده يي از افراد فاميل بر سر ارث مادر بزرگم ( مادر مادرم ) كه به ما سه برادر بخشيده بود با فاميل اختلاف ايجاد شد و چيزي نمانده بود كه جانم را از دست بدهم و از خوش اقبالي توسط عده يي از همسايه ها از راه پشت بام نجات داده شدم كه اين موضوع هميشه مانند كابوسي وحشتناك با من بوده و بايد ديد ، عده يي براي پول چه كارها كه نمي كنند ".
به هر حال اين مسئله به مرور زمان باعث رنجش خاطر وي شده بود و زندگي را برايش جهنم ساخته بود و در همين دوران بود كه براي گريز از اين نارسايي به آواز خواندن پناه مي برد و غم دروني خود را بدين گونه التيام مي بخشيد. به همين دليل ، صداي او از سوزي به خصوص و آوايي دگر برخوردار است .
وي تحصيلات ابتدايي را در دبستانهاي فرهنگ و اقبال شروع نمود و در كلاس چهارم با جهانگير ملك هم كلاس بود و همين امر موجب دوستي و الفتي بين او و ملك شد به طوري كه در اوقات فراغت ، ملك ضرب مي گرفت و او مي خواند . دوران ابتدايي را با هر مشكلاتي كه داشت به سرعت پشت سر گزارد و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان هاي بدر و نظام و پس از آن در دانشكده افسري و علوم و سپس كلاس تخصصي نقشه برداري سازمان برنامه را به پايان رساند و پس از آن دوره كارشناسي بانك را ديد ولي در سرش سوداي ديگري داشت ، و شوق ديگري را در دل مي پرورانيد. او عاشق موسيقي ملي و سنتي وطنش بود و شب و روزش با آواز خواندن سپري مي شد ؛ شدت اين اشتياق به حدي بود كه ناگريز كارهاي اداري را هم بعد از چندي رها كرد و به آواز روي آورد.
شهر تهران در آن ايام ، اين چنين بزرگ و پرجنب و جوش نبود و محلي كه اكبر " گلپا " در آن پا به جهان گذارده بود ، اطرافش تمام صيفي کاري و سرسبز و خرم بود ، به همين سبب او هر روز بيشتر اوقات خود را در اين محل خلوت و آرام مي گذراند و با صدايي رسا ، شروع به آواز خواندن مي كرد و مردم محل بخصوص كشاورزان صيفي كار دست از كار مي كشيدند و دور او جمع مي شدند و از او دعوت مي كردند تا براي ايشان بخواند و او هم با رويي باز و گشاده و خندان و بي ريا براي ايشان مي خواند. اين عمل بارها و بارها تكرار مي شد و او هرگز از تكرار اين كار خسته نمي شد.
زندگي او به همين ترتيب سپري مي شد تا اينكه گذارش به منزل مردي بنام "حسن يكرنگي " كه مردي پاك طينت و درويش و داراي صدايي خوش و پر طنين بود مي افتد ، او كه بخوبي به گوشه ها و رديف هاي موسيقي ايراني وارد بود اكبر " گلپا " جوان را مورد تشويق و تائيد قرار مي دهد و مدت زيادي از آشنايي و آمد و شد او نمي گذرد كه او يك شب با استاد " نورعلي خان برومند " يكي از مفاخر هنر موسيقي كلاسيك ايراني ، نوازنده چيره دست سنتور و سه تار ، در منزل آشنا مي شود و " يكرنگي " از او مي خواهد كه در حضور " نور علي خان " قطعه يي از آواز ايراني را اجرا نمايد و او يك قطعه در " بيات ترك " مي خواند كه استاد " برومند " از صداي او خيلي خوشش مي آيد ولي چون پختگي و تسلط روي گوشه هاي دستگاه هاي موسيقي ايراني را نداشت تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود نه سال و هشت ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار مي دهد و اين مراقبت هاي استاد " برومند " گلپايگاني را در همه محافل شناساند و خيلي زود به صورت ستاره يي درخشان تابيدن گرفت . " نور علي خان " كه خود استاد تار و سنتور و سه تار بود ، صداي اكبر " گلپا " را همراهي مي كرد و تعليم وي ادامه داشت و هنوز استاد " برومند " براي او آموزش بيشتري را پيش بيني مي كرد كه ناگهان شبي در باغي كه در " گلندوك " ، ( يكي از ييلاقات اطراف تهران ، لواسان ) ، گلپايگاني و عده يي جمع بودند و علي دشتي نويسنده معروف هم حضور داشته، مي خواند ، در آن جلسه داود پيرنيا مبتكر برنامه " گلهاي جاويدان " نيز حضور داشت و بلافاصله براي شركت در برنامه " گلها " از گلپايگاني دعوت مي كند كه او نيز اين دعوت را بلافاصله قبول می کند.
گلپايگاني اعتقاد دارد كه رديف هاي موسيقي سنتي ايران ، به منزله چهار عمل اصلي " حساب " مي باشد كه بايد هر خواننده آن را بداند، اگر شخصي بخواهد خوب بخواند بايد حتما به رديف هاي تسلط كامل داشته باشد تا بتواند از گوشه هاي ظريف و با حال كه در موسيقي ايراني فراوان يافت مي شود استفاده نمايد و شعر را در قالب آن ريخته با تحريرهاي متنوع و بجا تحويل شنونده دهد.

 

دانلود قطعه آوازی در مایه بیات اصفهان

آواز استاد اکبر گلپایگانی به همراهی ویولن استاد مهدی خالدی و تار استاد فرهنگ شریف

اجرا شده در برنامه رادیویی بزم شاعران

غزل آواز از مرحوم استاد مهدی سهیلی

موی سپید و بخت سیاهم نگاه کن

سـوز مـرا بـه شعــله آهـم نگـاه کن

بر درد من ز حالم اگـر پی نمی بری

بر گـریه های گاه به گاهـم نگـاه کن

با صد سخـن به نیم نگه باز گویمت

ناز آفریــن مـن بـه نگـاهـم نگـاه کن

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:43 |

"استاد غلامحسین بنان" در ارديبهشت ماه سال 1290 خورشيدی در تهران خيابان "زرگنده" (قلهک)، در خانواده اي متمول و صاحب جاه، به دنيا آمد. پدرش "كريم خان بنان الدوله نوری" و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی ميرزا ركنی (ركن الدوله) برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصيه استاد "نی داود" به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايی های مادرش كه پيانو را بسيار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد، مرحوم "ميرزا طاهر ضياءذاكرين رثايی" و سومين استادش مرحوم "ناصرسيف" بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در راديو آغاز كرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی كه بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان مي خواهند كه برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغاز می كند و صبا هم با ويلن او را همراهی می كند. هنوز « درآمد» تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گويد:"شما نواختن ويولن را قطع كنيد" و به بنان اشاره می كند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مكثی ، با چنان مهارت و استادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد كه روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می كند. صدای بنان، بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش اهنگ بود، كوتاه می خواند ولی درهمين كوتاهی، ذوق و هنر بسيار نهفته است، غلت ها و تحريرهای او چون رشته مرواريد غلطانی، به هم پيوسته و مانند آب روان است.

 از سال1321 صدای "غلامحسين بنان" ، همراه با همكاری عده ای از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديری نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراوانی در سراسر كشور پيدا كرد. خالقی او را در اركستر انجمن موسيقی شركت داد و با اركستر شماره یک نيز همكاری خود را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد "گلهای جاويدان" بنا به دعوت استاد ارجمند داود پير نيا با آن همكاری داشت. بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود 450 آهنگ اجرا كرد و انچه كه امتياز مسلم صدای او را پديد می آورد، زير و بم ها و تحريرات صدای اوست كه مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در آواز قديمی و كلاسيک ايران استاد بود، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين معرف اين ادعاست. غلامحسين بنان به سال 1315 خورشيدی به سمت بايگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم "فرخ" كه وزير خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزير به كار پرداخت. بعد از تغيير كابينه، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندی كفالت اداره دفتر و كارگزينی و مدتی هم مسؤوليت تحويل كوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره كل هنرهای زيبای كشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به كار مشغول شد و در سال 1334 ريئس شورای موسيقی راديو شد. بنان در سال 1336 ه_ش در یک سانحه اتومبیل چشم راست خود را از دست داد. در سال 1346 نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و زمان "قطبی" به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گل های جاويدان و گل های رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه رهاورد اين همكاری ها ده ها برنامه گل های جاویدان، گل های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است. غلامحسين بنان مدت ها بود كه مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود و از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگی بيان نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور می كرد و متاسفانه كوشش های پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های "پری بنان" همسر وفادار و مهربانش هم مؤثر نيفتاد و سرانجام درساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشيدی در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت. گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه های رادیویی همراه با ارکستر گل ها و تکنوازان آن اشاره کرد.

بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان "تنها"، آواز همایون با "مرتضی محجوبی" و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از "محجوبی"، دیدی ای مه آهنگ از "یاحقی"، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از "وزیری"، حالا چرا آهنگ از "خالقی" اشاره کرد. "احمد ابراهيمی" و "کاوه ديلمی" از شناخته شده ترين شاگردان اين هنرمند برجسته به حساب می آیند.

 

دانلود قطعه آواز و تصنیفی در بوسلیک

آواز استاد غلامحسین بنان به همراهی پیانو استاد جواد معروفی

و ارکستر برنامه گلها ؛ آهنگ از استاد روح الله خالقی

اجرا شده در برنامه 210 گلهای رنگارنگ

غزل آواز از شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟

***

عمــر ما را مهلـت امـروز و فـردای تو نیست

مـن کـه یـک امـروز مهمــان توام فــردا چـرا؟

نـازیــنـا  ما  به  نـاز  تو  جــوانـی  داده ایـم

دیگـر اکنــون بـا جـوانـان نـاز کـن با ما چـرا؟

وه  که با  این  عمـرهای  کوته  بی  اعتـبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟

***

آسمان چون جمع مشـتاقان پریشان می کند

در شگـفتــم مـن نمـی پاشـد ز هم دنـیا چرا؟

شهـــریارا بی حبیــب خـود نمـی کـردی سفـر

راه مرگ است این یکی بی مونس و تنها چرا؟

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:42 |

حسين قوامي در سال 1288 شمسي در تهران چشم به جهان گشود. پدرش رضا قلي قوامي به موسيقي ايراني علاقمند بود به طوري كه در منزل تمام صفحات خوانندگان آن زمان را داشت و هر روز تعدادي از آنها را روي گرامافون مي گذاشت و ساعتها به نواي آنها گوش مي داد و در اين ميان حسين قوامي كه كودكي بيش نبود كنار پدر مي نشست و گوش مي داد و بيش از همه صداي خوانندگاني نظير: طاهر زاده ، ظلي جلب توجهش را مي كرد و لذت مي برد. اغلب در منزل از صداي آنان تقليد مي كرد اين شوق و علاقه موجب شد به كار خوانندگي ادامه دهد تا زماني كه برادرش ، علي قوامي مشغول فرا گرفتن تار شد و در نتيجه با تعدادي از خوانندگان و نوازندگان قديمي امثال: استادان عبادي، حسين ياحقي و حاج علي اكبر خان شهنازي و عده ای ديگر آشنايي پيدا كرد و اين آشنايي موجب دوستي بين آنان و تشكيل محافل و مجالس دوستانه شد .

حسين قوامي در سنين 16 و 17 سالگي گاهي همراه برادر در مجالس هنري شركت مي كرد و با ساز بعضي از آنان مي خواند ، وقتي اين استادان متوجه قدرت و لطافت صداي او شدند توجهشان نسبت به او جلب شد و او در ادامه خوانندگي البته به صورت صحيح تشويق كردند. همين توجه اساتيد موسيقي ملي موجب ترغيب هر چه بيشتر وي در پيشبرد هنرش شد و بر اثر علاقه و پشتكار فراواني كه به خوانندگي داشت پيشرفت هايي در خوانندگي عايدش شد به طوري كه يكي از استادان زبر دست ولي گمنام آن زمان به نام عبداله حجازي داوطلب تعليم خوانندگي وي طبق اصول علمي و موازين صحيح رديف هاي موسيقي اصيل ايراني گرديد. حسين قوامي مدت هفت سال نزد اين شخص هنرمند رديف ها و دستگاه هاي موسيقي را به خوبي فرا گرفت.  در سال 1325 به دعوت آقاي مستعان كه رئيس وقت راديو بود براي اجراي برنامه هايي به راديو رفت و اولين برنامه را روز جمعه با برادران وفادار مجيد و حميد اجرا مي كند كه مورد تشويق مردم قرار مي گيرد.

اين همكاري تا سال 1329 ادامه داشت تا حسين قوامي كه در آن ايام در ارتش وارد به خدمت شده بود به مقام افسري نائل شده به يكي از ماموريت هاي اداري از مركز به شهرستان انتقال مي يابد و ناگريز به مدت هشت سال همكاري او با راديو قطع مي شود ، پس از چندي كه ماموريتش پايان مي يابد، در بهمن ماه 1337 به دعوت شادروان داود پيرنيا براي شركت در برنامه (( گلها )) مجددا به راديو وارد مي شود و او در اين دوران به اوج شكوفايي هنر خوانندگي رسيده، زيباترين و پربارترين ترانه ها و قطعات اصيل را در اين برنامه ها از خود به يادگار گذاشت. قوامي در بدو شركت در برنامه (( گلها )) چون مانع اداري داشت و نمي توانست اسم اصلي خود را از راديو اعلام نمايد، ناچارا بنا به پيشنهاد روح اله خالقي اسم مستعار ( فاخته ) را براي خود انتخاب كرد ولي در سال 1342 كه بازنشسته شد و مانعي براي اعلام اسم اصلي او وجود نداشت با نام اصلي خود حسين قوامي از راديو معرفي شد. وي روز پنجشنبه 17 اسفندماه سال 1368در بيمارستان ايران مهر در ساعت 30/8 شب فوت شد و در امامزاده طاهر كرج در جوار غلامحسين بنان و مرتضي حنانه بخاك سپرده شد ، روانش شاد باد.
 

دانلود قطعه آوازی در مایه دشتی

آواز استاد حسین قوامی به همراهی پیانو استاد مرتضی محجوبی

اجرا شده در برنامه 113 برگ سبز

غزل آواز از سعدی

شب فـراق که داند که تا سحـــر چنـد است

مگر کسی که به زندان عشــق دربند است

گـرفـتــم  از غم  دل  راه  بوسـتـــان  گـیــرم

کـدام ســــرو به بالای دوسـت ماننــد است

پیــام مـن که رســاند بـه یـار مهـــــر گـسـل

که بـرشکـســتی و ما را هنــوز پیـوند است

قسم به جان تو خوردن طریق عـزت نیـست

به خاک پای تو کان هم عظیم سوگند است

کـه با  شکـستـــن  پیــمان  و  بـرگـرفتــن دل

هنــوز  دیــده  بـه  دیـدارت  آرزو منـــد  است

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:41 |

حسین خواجه اميري به سال 1313 در شهر كاشان متولد شد ، بيش از شش سال از سنش نمي گذشت كه شروع به زمزمه اشعار روز و عاميانه مردم كه رايج آن زمان بود مي كند.
پدر بزرگ وي كه از صدايي بسيار خوش برخوردار بوده ، يكي از خوانندگان به نام ناصرالدين شاه قاجار بود و هر وقت كه شاه قاجار اراده مي كرده بايد وي براي او بخواند ولي به طوري كه از شواهد و آثار بر مي آيد ، غير از دربار ، او خيلي مواقع براي مردم عادي نيز مي خواند و در محافل شركت مي كرده و مي خوانده ، پدر حسين خواجه اميري كه از صدايي خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسين را تحت تعليم خود قرار مي دهد و بسياري از شب ها كه ستاره هاي منطقه كويري كاشان مانند خوشه هايي از زمرد در آسمان خودنمايي مي كردند و محيطي شاعرانه به وجود مي آوردند ، وي را به صحراي اطراف شهر مي برد و او را تشويق به خواندن با صدايي هر چه بلند مي كرد. مدت ها حسين تحت تعليم پدر اين كار را ادامه داد و پس از چندي به تهران مي آيد و به كلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه يافت ، مدت شش ماه متوالي از محضر استاد صبا كسب فيض كرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهيم خان منصوري براي شركت در برنامه هاي راديويي به راديو دعوت شد. حسين مدت ها با اين اركستر همكاري مي كند و خودش ارتشي بود ، شب هاي جمعه به مدت نيم ساعت در برنامه ارتش شركت مي كند و پس از مدتي در اركستر آقاي عبدالله جهان پناه شركت و با اركستر او همكاري كرد .
در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پيرنيا به برنامه گلها راه مي يابد و در اولين همكاري خود با گلها، آوازي در مايه " سه گاه " همراه با ويولون استاد علي تجويدي مي خواند و از اين به بعد همكاريش با اين برنامه ادامه مي يابد . ايرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نيز علاقه وافر دارد و ضرب به خوبي مي نوازد. وي معتقد است كه جامعه ايران ، آواز و آهنگ هاي اصيل ايراني را مي خواند و همين آثار و آهنگ ها است كه نمودار فرهنگ صوتي و ملي كشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سينه به سينه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و اين ميراث گرانقدر برايمان مانده و بايد در حفظ و اشاعه آن سعي و كوشش وافر داشته باشيم و به موسيقي ملي و سنتي سرزمين خود خيلي بيش از اين ها ارج گذاريم .
حسين خواجه اميري چون افسر ارتش بود لذا مشكلاتي براي اجراي برنامه هاي هنري خود از جمله نام حقيقي خود پيش روي داشت ، بدين سبب نام مستعار ( ايرج ) را براي خود برگزيد . ايرج كه از صدايي خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ايران خدمات شايان توجهي نمود به طوري كه در دور افتاده ترين قراء مملكت هم علاقمندان فراوان پيدا كرد. صاحب نظران در موسيقي ايران ، متفق القولند كه وي يكي از بهترينهاي آواز ايران بوده كه هيچوقت خاطره او در آواز و موسيقي سنتي ايران فراموش نخواهد شد.

 

دانلود قطعه آوازی در دستگاه همایون

آواز استاد ایرج به همراهی تار استاد جلیل شهناز و  ویولن استاد همایون خرم

و سنتور استاد منصور صارمی و تنبک استاد امیرناصر افتتاح

اجرا شده در برنامه شماره 14 گلهای تازه

غزل آواز از حافظ

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

سخـن پیـــر مغـان است و به جـان بنیـوشیم

نیـست در کـس کـرم و وقـت طـرب مـی گذرد

چـاره آن است کـه سجــاده به می بفروشیم

خوش هوایی است فرح بخـش خدایا برسان

نازنیــنی کـه بـه رویـش می گلگــون نوشیم

گـل بـه جــوش آمـد و از مـی نـزدیـمـش آبی

لاجرم ز آتـش حـرمان و هـوس می جوشیم

مـی کشیــــم از قـدح لاله شــرابـی موهـوم

چشم بد دور که ما بی می و مطرب مدهوشیم

گـل بـه جــوش آمـد و از مـی نـزدیـمـش آبی

لاجرم ز آتـش حـرمان و هـوس می جوشیم

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:41 |

محمود محمودي خوانساري به سال1313هجري شمسي درشهر زي ب اوسرسبز خوانسار در خانواده اي متقي ديده به جهان گشود. پدرش حجت الاسلام آقا سيد جمال الدين محمودي كه از مقبوليت و احترام بسزايي در ميان قاطبه ي اهالي خوانسار برخوردار بود، از همان اوان كودكي محمود به وي توجه خاصي مبذول مي داشت، زيرا عميقا به طبع حساس فرزندش پي برده بود. ه همين لحاظ محمود را زير نظر گرفته و در فرصت هايي كه به دست مي آورد فرزند دلبندش را با اصول مقدماتي فقه و عربي و آثار ادبا و شاعراني نظير :سعدي،حافظ،مولانا و غيره آشنا مي نمود. صوت دلنشين محمود در همان دوران خردسالي همگان را به تحسين و اعجاب وا ميداشت و او كه راه خود را شناخته بود با اشتياق زائدالوصفي به آواز خوانندگاني مانند:طاهرزاده ،اديب خوانساري و تاج اصفهاني گوش فرا مي دادو با استفاده ازهوش سرشار و استعداد خداداداش از صداي اين بزرگان بهره مي گرفت، مضافا اين كه در سال 1325با احداث كارخانه برق در شهر خوانسار امكان به كارگيري از راديو در سطح گسترده تري براي مردم فراهم گرديد و محمود با شنيدن آواي هنرمندان موردعلاقه اش همه چيزرابه فراموشي مي سپرد.
درسال1326پدرش به طور ناگهاني رخت از اين جهان بربست و فقدان پدر ضربه سختي به روح حساس محمود وارد ساخت و از طرفي او چون محيط خوانسار را براي پرورش و اعتلاي استعداد بي كران خود محدود مي ديد،مدت زمان كوتاهي پس از درگذشت پدر به تهران عزيمت و در مدرسه اديب به ادامه تحصيل پرداخت و ضمن آن از هر فرصتي به منظور فراگيري رديفها و گوشه هاي موسيقي ايراني استفاده ميكرد و در اين راستا به تدريج پايش به محافل هنري گشوده شد و با هنرمنداني فراخور سن و موقعيت آن زمان خويش آشنا گرديد.
درسال1335استادابوالحسن صبا در محفلي باصداي محمودي خوانساري آشنايي حاصل نمودو به مصداق قدر زر زرگر شناسد،اين ابر مرد موسيقي اصيل ايراني ،صوت محمودي را بسيارگرم و با اصالت يافت و به نامبرده علاقمند گرديد و از وي دعوت نمود تا نسبت به تكميل رديفهاي موسيقي وگوشه هاي مختلف ومتنوع هنرآواز زيرنظر وي به كار بپردازد و به تصديق كساني كه ناظر و مطلع بر ديدارهاي بعدي استادابوالحسن صباو محمودي خوانساري بوده اند، استادصبا به دليل شناخت صحيحي كه از نجابت و شخصيت و نيز آينده صداي محمودي به دست آورده بود در كار تعليم وي اصرار و علاقمندي زيادي نشان مي داده است لكن متاسفانه بعلت درگذشت استاد صبا اين ارتباط ديري نپاييد و محمودي خوانساري درسال 1337تهران را به قصد شيراز ترك و در آنجا با راديو شيراز به همكاري پرداخت.استادمحمود محمودي خوانساري علاوه بر اجراي برنامه، سرپرستي موسيقي اصيل راديو مذكور را نيز به عهده داشت.برنامه هاي هنري محمودي خوانساري با اقبال مردم شيراز روبرو و به سرعت چهره اي شناخته شده بشمار آمد. اين هنرمند در نيمه دوم سال 1338 به تهران مراجعت و به دعوت شادروان داود پيرنيا در برنامه مشهور "گلها"به همكاري پرداخت. اولين كار هنري محمودي خوانساري "برگ سبز شماره 56"بود و از آن پس آثار ارزنده متعددي را تحت عناوين:"گلهاي رنگارنگ،برگ سبز،شاخه گل و گلهاي تازه" دركنار اساتيد و هنرمندان بزرگي چون شادروان :مرتضي محجوبي،احمد عبادي،حبيب الله بديعي ،پرويز ياحقي، همايون خرم، حسن كسائي، جليل شهناز، فرهنگ شريف و شادروانان لطف الله مجد و رضا ورزنده به وجود آورد.
محمودي خوانساري در آواز از صدايي گرم و سبكي مخصوص به خود برخوردار بود. وي ضرب را خوب مي شناخت و مي نواخت و در اجراي قطعات ضربي احاطه اي كامل داشت و به سه تار نيز علاقمند و آشنا بود. وي در اثر مطالعات مستمر در امر شعر و موضوع تلفيق شعر و موضوع تلفيق شعر و هنر آواز شناخت عميقي در اين راه كسب نموده بود كه در آثار جاودانه وي اين تاثير به خوبي مشاهده مي شود.
محمود محمودي خوانساري از سال1349در برنامه "نوايي از موسيقي ملي" كه با سرپرستي اسدالله ملك و همكاري دكتر منوچهر جهانبگلو تدارك مي يافت همكاري فعالانه اي را آغاز نمود. "نوايي از موسيقي ملي" به سرعت در ميان هنر دوستان و عاشقان موسيقي اصيل مقبوليت يافت و ترانه هاي ارزنده و به يادماندني "مرغ شباهنگ" در مايه افشاري،"ميخانه"در مايه دشتي، "سكوت ومستي"در سه گاه هر سه از ساخته هاي با ارزش اسدالله ملك و "لاله پرپر" ساخته فرهنگ شريف،حاصل همكاري محمودي خوانساري با برنامه"نوايي از موسيقي ملي" طي اين سالها مي باشد. طي مصاحبه هايي كه با محمودي خوانساري بعمل آمده،وي همواره عنوان مي داشته كه قبيله اش همه از عالمان دين بوده اند و به دليل همين قرابت و وابستگي زندگي و آثار هنري وي محشون از جنبه هاي روحاني و عرفاني بوده و از معنويت خاصي برخوردار مي باشد. اين هنرمند آزاده از شركت در محافل و مجالسي كه با روح هنر واقعي مغايرت داشت دوري مي جست و در جهت اعتلاي هنر خود تلاشي وافر داشت. استاد محمودي همواره خود را يك طلبه مي دانست و با تواضع عنوان مي داشت كه از همه بزرگان موسيقي ايران كسب فيض كرده و همه را استاد خود بشمار مي آورد، استاد فرزانه با وجود فرصت هاي بسيار مناسبي كه وي را قادر به استفاده در امور مادي در سطحي بالا قرار مي داد،با اعتقاد به اين كه هنر يك وديعه الهي است هرگز خود را آلوده موقعيت هاي كاذب نكرد و در انزوا و بي نيازي كامل زندگي را سپري و سرانجام در دوم ارديبهشت ماه سال 1366هجري شمسي دنياي فاني را ترك و روحش به گلشن رضوان پرواز نمود.روانش شاد.
حضور گسترده و بي سابقه علاقمندان به هنر آواز موسيقي اصيل و سنتي و توده مردم در مجالس متعددي كه به مناسبت در گذشت اين هنرمند دل سوخته برگزار گرديد و نيز تجليل بي سابقه رسانه هاي گروهي از استاد محمودي خوانساري خود گواه بر وجود صفات بارز فوق الذكر نزد اين هنرمند والا بوده است. 
 

دانلود قطعه آوازی در مایه افشاری

آواز استاد محمود محمودی خوانساری به همراهی تار استاد فرهنگ شریف

و ویولن استاد اسدالله ملک و تنبک استاد جهانگیر ملک

اجرا شده در برنامه نوایی از موسیقی ملی

غزل آواز از بانو زهره (منصوره اتابکی)

ای ساقی آتـش خو مسـت از مـی نابم کن

با یک دو سه پیمانه مستم کن و خوابم کن

از رنـج و غم هسـتـــی فـارغ کنـدم مستی

آبـادم  اگـر  خـواهـی  از  بـاده  خـرابـم  کـن

در  پـرتـو  پیــمانـه ات  دیـدم  رخ جـانانه ات

ای  زاهـــد  فــرزانـه  دیـوانـه  خـطـابـم  کـن

یک دم به بـرم بنشیـــن اندوه دلم بنـشـان

هر چنـد دگـر خـواهی دشـنام و خطابم کن

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:40 |
 

استاد عبدالوهاب شهيدی فرزند مرحوم حسن (صدرالاسلام) متولد 1301 در بخش ميمه اصفهان در خانواده ای روحانی به دنيا آمد، تحصيلات ابتدايي را در ميمه و بقيه را در تهران به پايان رساند. در سال 1318 به خدمت آموزش و پرورش به سمت آموزگاری درآمد و در سال 1320 به سربازي مي رود. پس از پايان خدمت سربازی رسما به عنوان افزارمند در ارتش استخدام می شود.
شهيدی كار هنری را در سال 1322 در گروهي كه عنوان "هنردوستان" را داشت شركت كرده و مدت سه سال تابلو موزيكال (مولانا، ديد موسي يك شباني را براه) و (گل و بلبل از اشعار حافظ) را اجرا و به روی پرده آورد و در كلاس جامعه باربد كه زير نظر استاد اسماعيل مهرتاش اداره می شد به فرا گرفتن سنتور و عود و آموختن آواز اشتغال داشت و در حال حاضر ساز تخصصي او عود (بربط) است. عبدالوهاب شهيدی در سال 1339 در راديو با برنامه "گلها" فعاليت و همكاري خود را شروع كرد و تا سال 1357 در بسياری از اين برنامه ها شركت جسته و در طول اين مدت آثار بزرگي از خود بر جای گذاشت و شهيدی تاكنون هفت صفحه 33 دور از ساز سلوی خود پر كرده و برای شناساندن و آشنايي موسيقي اصيل و سنتي ايران سفرهايي به فرانسه، انگلستان، آمريكا، آلمان، افغانستان كرده و برنامه ای نيز در بزرگداشت مولانا جلال الدين در تركيه بر مزار وی اجرا كرده بود كه با شور و حالي خاص همراه بوده است.
عبدالوهاب شهيدی، احترام فوق العاده ای برای استاد آواز و ساز خود، اسماعيل مهرتاش قائل است و پس از آن به اساتيدي چون: مرتضي محجوبي، مهدی خالدی، حبيب الله بديعي، علي تجويدی، پرويز ياحقي، حسين تهراني، رضا ورزنده، فرامرز پايور،اصغربهاري، حسن كسايي، حسن ناهيد و جليل شهناز عشق مي ورزد. از ميان آهنگ هايي كه تاكنون خوانده، بيشتر از همه به ترانه محلي "آن نگاه گرم تو" كه تنظيم آن از استاد فرامرز پايور و شعر آن از هما ميرافشار است علاقه دارد.

استاد عبدالوهاب شهیدی به همراه استادان اکبر گلپایگانی و حسین قوامی تنها خوانندگانی هستند که در همه سلسله برنامه های گلها از جمله گلهای جاویدان ، برگ سبز ، گلهای رنگارنگ ، یک شاخه گل ، گلهای تازه و موسیقی ایرانی شرکت داشته است. استاد عبدالوهاب شهیدی جزء اولین خوانندگان برنامه گلها بوده است که به همراهی استادان گلپا ، بنان و قوامی برنامه گلهای جاویدان را با همکاری برترین نوازندگان آن دوران اجرا می کرده اند. استاد شهیدی چندین بار هم در برنامه های جشن هنر شیراز شرکت کرده و در این برنامه ها اجراهایی ناب با همکاری استادان جلیل شهناز ، فرامرز پایور ، اصغر بهاری ، حسین تهرانی ، رحمت الله بدیعی ، حسن ناهید و محمد اسماعیلی و... به یادگار گذاشته است. استاد شهیدی در اجرای آوازها و ترانه های محلی بختیاری نبوغ ویژه ای داشته است و این آواز در اجراهای ایشان به وفور یافت می شود.
 

دانلود قطعه آوازی در دستگاه ماهور

آواز استاد عبدالوهاب شهیدی به همراهی سنتور استاد فرامرز پایور

اجرا شده در برنامه جشن هنر شیراز

غزل آواز از حافظ

غیـرتم کشـت کـه محـبــوب جهـانی لیـکن

روز و شـب عـربـده با خلـق خـدا نتوان کرد

من چـه گـویم که تو را نازکـی طبـع لطیـف

تا به حدی است که آهسته دعا نتوان کرد

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:39 |

عبدالعلی وزیری در سال 1293 در تهران به دنیا آمد. 14 ساله بود که به مدرسه عالی موسیقی آمد و در زمره شاگردان پسر عمویش علینقی وزیری درآمد. او صدای زیبایی داشت و تار نیز می نواخت. علاقه وافری به موسیقی داشت و این امر سبب آن شد که در مدرسه موسیقی اقامت گزیند. او اولین کسی بود که آهنگ های استاد وزیری را خواند و خواننده ای بود که خوب از عهده این کار بر می آمد.

در سال 1308 کلاسی به نام آموزشگاه موسیقی دائر کرد و از سال 1309 در مدرسه دولتی موسیقی، معلم آواز شد. ولی چند سال بعد به مشاغل اداری پرداخت تا این که در سال 1320 به اداره موسیقی کشور بازگشت و به وزارت فرهنگ انتقال یافت. از همان زمان که صدای او از رادیو پخش شد، طرفداران بسیاری پیدا کرد و بهترین خواننده انجمن موسیقی ملی بود.

"حالا چرا" و "آه سحر" از جمله ساخته های روح الله خالقی است که عبدالعلی وزیری آنها را در ارکسترهای انجمن و رادیو اجرا کرد. عبدالعلی به کلنل وزیری و خالقی بسیار علاقمند بود و آهنگ های آنها را با شور فراوان اجرا می کرد. او اولین خواننده ای بود که در برنامه گلها شرکت کرد. او چندی هم در رادیو همراه با تار خود آواز می خواند و چند برنامه مخصوص کودکان هم اجرا کرد که خواستارانی بسیار داشت. عبدالعلی از خوانندگان و نوازندگان بسیار با ذوق رادیو ایران بود که سال ها صوت دلپذیرش از رادیو ایران پخش می شد. عبدالعلی وزیری در سال 1368 از دنیا رفت.
 

دانلود قطعه آوازی در دستگاه ماهور

آواز استاد عبدالعلی وزیری به همراهی پیانو استاد جواد معروفی

و ویولن استاد محمود تاج بخش

اجرا شده در رادیو ایران

غزل آواز از حافظ

دوش بیـماری چـشـم تـو ببــرد از دسـتــم

لیکـن از لطف لبـت صورت جان می بستم

عشق من با لب شیرین تو امروزی نیست

دیر گاهی است کز این جام هلالی مستم

در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است

تا نگـویی که چـو عـمرم به سـر آمـد رستم

عافیــت چشـم مدار از من میـخـانه نشیـن

کـه دم از خـدمـت رنـدان زده ام تا هسـتـم

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:38 |

اديب خوانساري سال 1280 در شهر خوانسار از توابع اصفهان متولد شد و در 18 سالگي نزد سيد عبدالرحيم اصفهاني فنون آواز را با صداي خوشش آموخت و اندك‌اندك در آواز مكتب اصفهان صاحب نام شد. سال 1319 وقتي براي نخستين بار در ايران راديو ملي تاسيس شد، در حالي كه سي ‌و ‌نهمين سال زندگي را مي‌گذراند به خاطر تسلطي كه در آواز داشت و از جمله هنرمنداني محسوب مي‌شد كه راديو به حضورش نياز داشت، به راديو دعوت شد.
همان سال اديب عنوان نخستين خواننده مرد را در راديوي ملي ايران به خود اختصاص داد. او در آن دوره با نوازندگاني چون ابوالحسن صبا، علي‌اكبر شهنازي، حسين ياحقي، مهدي خالدي، مرتضي محجوبي و... همكاري مي‌كرد.

اديب خوانساري طي سال‌هاي حضورش در راديو در تمام برنامه‌هاي راديويي به صورت زنده همكاري داشت و اين همكاري تا سال 1330 نيز ادامه يافت، اما به دليل تغييراتي كه در راديو صورت گرفت، اديب خوانساري از راديو كناره ‌گيري كرد.
با آمدن ضبط مغناطيسي به راديو، اديب خوانساري نيز براي ماندگاري آثارش براي آرشيو راديو، بسياري از آثار خود را براي راديو ضبط كرد؛ اما به سبب دشمني كه يكي از موسيقيدانان آن زمان به نام مشير همايون، شهردار و رئيس شوراي موسيقي راديو با اديب خوانساري داشت، تمامي آثار ضبط شده كه فعاليت 10‌ساله اديب بود از آرشيو راديو پاك شد و همين موضوع ضربه سنگيني به اديب خوانساري وارد و او همكاري خود را با راديو قطع كرد و راديو را از هنر، علم و توانمندي كه در آواز و شناخت دستگاه‌هاي موسيقي داشت، بي‌نصيب گذاشت.

سال 1334 با تغيير در برنامه‌هاي راديويي و حضور داوود پيرنيا در برنامه‌هاي تخصصي موسيقي، از اديب خوانساري براي همكاري مجدد با راديو دعوت شد كه در اين سال‌ها اديب خوانساري علاوه بر آن‌كه از بزرگان موسيقي آوازي در ايران محسوب مي‌شد و صدايش از ماندگارترين‌هاي آواز راديو بود، بر اجراهاي ديگر هم نظارت مي‌كرد و بدين ترتيب سطح كيفي موسيقي آوازي در راديو طي آن دوران كه اديب خوانساري ناظر بر ضبط‌ها و فعاليت‌هاي راديويي بود در رده بسيار موفق و حرفه‌اي قرار گرفت.

 

دانلود قطعه آوازی در دستگاه سه گاه

آواز استاد ادیب خوانساری به همراهی تار استاد موسی معروفی

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1309 در تهران

غزل آواز از سعدی

تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی

مـرا بر آتـش سـوزان نشـاندی و نشسـتی

بنـای  مهــــر  نهــادی  که  پایـدار  نبـاشــد

مرا به بنـد ببـستی خود از کمنـد بجستی

گـرم  عذاب  نمایـی  به  درد  داغ  جـدایی

شکنـجـه تاب نـدارم بریــز خـونم و رسـتی

بیـا که ما ســر هستـی و کبــریا و رعـونت

به  زیــر  پای  نهـادیـم و پای بر  هســتـی

گـرت کسـی بپـرستـد ملامتـش نکـنم من

تو هم در آیینه بنگر که خویشتن بپرستی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:37 |

شادروان جلال تاج اصفهانی هنرمند پر آوازه ایرانی درسال 1282 خورشیدی در شهر تاریخی اصفهان دیده به گیتی گشود. پدرش شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی علاوه بر استادی در وعظ و خطابه از صدایی خوش نیز بر خوردار بود از این روی به تاج الواعظین نامزد شد و جلال نیز بعد ها به نام پدرش ، « تاج زاده » و سپس « تاج اصفهانی » نام گرفت.
نخستین آموزگار جلال تاج اصفهانی پدرش بود که از 9 سالگی کار آموزش جلال را آغاز نمود. پدرش پس از آن که جلال را با زیر و بم آواز ایرانی آشنا نمود او را به « عبدالرحیم اصفهانی » که از استادان آواز ایران در آن زمان به شمار می رفت ، سپرد. جلال پس از آن که گوشه ها و ردیف های موسیقی را نزد « عبد الرحیم اصفهانی » فرا گرفت پیش استاد « نایب اسداله نی زن » رفت تا ظرایف موسیقی ایرانی را نزد او بیاموزد. پس از آن جلال به سفارش پدر نزد « میرزا حبیب شاطر حاجی » و « حاج عندلیب » که استادان برجسته موسیقی ایران بودند ، شتافت و آخرین استاد او « حسین ساعت ساز» معروف به « خضوعی » بود .
اجرای نخستین کنسرت رسمی تاج در 20 سالگی او در تهران بود. در این کنسرت تاج به همراه مرتضی محجوبی ، غزلی از «فرّخی » و تصنیفی از « بهار » را به زیبایی اجرا نمود. پس از این کنسرت و پیش از آن که رادیو در ایران گشایش یابد ، مردم صدای تاج را بر روی صفحات 78 دور گرامافون می شنیدند. با گشایش رادیوی ملّی ایران ، تاج به رادیو رفت و پس از گشایش فرستنده رادیو در اصفهان ، هر هفته مردم اصفهان این بخت را داشتند که به صدای دل نواز همشهری خود گوش بسپارند.
آن ویژگی که تاج را در شمار بزرگان هنر آواز ایران پر آوازه نموده است جدا از تسلّط کامل او به گوشه ها و ردیف های آواز ایران ، آشنایی او با شعر فارسی و فروتنی شخصی وی بود. حافظه ي خوب تاج نیز که او را دراجرای « مناسب خوانی » یاری می کرد از دیگر ویژگی های او بود.
سبک و شیوه آواز خوانی تاج در « مکتب اصفهان » بود که نسبت به مکاتب دیگر به خاطر هفت اصل انتخاب شعر ، همخوانی شعر و موسیقی ، نوآوری و تازگی ملودی ، گوناگونی تحریر ، جمله بندی ، همسازی و ابداع ، اعتبار خاصی دارد و زنده یاد تاج نیز به این اصول بسیار پای بند بود.
از تاج اصفهانی ترانه ها و تصنیف های زیبایی برجا مانده که هر یک دریچه ای بدیع از اندیشه ، احساس و خیال را به روی ما می گشایند. از مشهورترین تصنیف های تاج « اصفهان » و « رنگ های طبیعت » را می توان بر شمرد . تصنیف « به اصفهان رو ... » سروده ای دل انگیز است از ملک الشّعرای بهار ، زمانی که به حال تبعید در اصفهان به سر می بُرد و هم از غمِ درون  بهار در آن آمیخته ای هست و هم سرچشمه هایي از ستایش زیبایی های اصفهان در عرصه اندیشه بهار و وسعت صدای تاج و اوج هنر آهنگ سازی استاد علی اکبر شهنازی. شادروان جلال تاج اصفهانی در 13 آذر ماه 1360 خورشیدی در سن 86 سالگی در اصفهان در گذشت و در تخت فولاد اصفهان، تکیه سیّد العِراقین آرام گرفت و به این ترتیب مام میهن فرزندی هنرمند را از دست داد؛ امّا نام او برای همیشه در تاریخ هنر موسیقی جاودانه است.

  

دانلود قطعه آوازی در دستگاه همایون

آواز استاد تاج اصفهانی به همراهی پیانو استاد مرتضی خان محجوبی،

 ویولن استاد حسین یاحقی و تار استاد ارسلان خان درگاهی

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1312 در تهران

غزل آواز از سعدی

از تو با مصلحـت خویـش نمـی پـردازم

همچو پروانه که می سوزم و در پروازم

درد پنـهـان فـراقـت به تحـمل بگـذشت

ورنه  از  دل  نرسیــدی  به زبـان  آوازم

گـر توانـی که بجـویی دلم امـروز بجوی

ور نه  بسیـار  بجـویـی  و نیـابـی  بازم

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:37 |

سیدحسین طاهرزاده در سال 1261 ه.ش تولد یافت. پدرش سید طاهر تویسرکانی از تویسرکان همدان برای تحصیل فقه به حوزه علمیه اصفهان عزیمت کرد از این رو سید حسین دوران کودکی و جوانی خود را در اصفهان سپری کرد. حسین در سال 1278 ه.ش به تهران آمد و با جهانگیر میرزا آشنا شد. جهانگیر میرزا نوه حسام‌السلطنه و جوان خوش ذوقی بود که ویولن می‌‌نواخت و در منزلش یک دستگاه حافظ الاصوات (فونوگراف) داشت. سیدحسین طاهرزاده با همراهی ویولن حسام‌السلطنه برای اولین بار آثار آوازی خود را با این دستگاه ضبط کرد. طاهرزاده در منزل حسام‌السلطنه با هنرمندان مشهوری چون میرزاحبیب سماع حضور (نوازنده بزرگ سنتور) و میرزا عبدالله (نوازنده برجسته تار) آشنا شد. همچنین در منزل علی صفا ظهیرالدوله با درویش خان نوازنده مشهور تار آشنا شد و پس از آن سال‌ها دوست و همکار بودند. طاهرزاده در کنسرت‌های انجمن اخوت که به تشویق ظهیرالدوله تشکیل می‌‌شد شرکت کرد و غالباً عواید اینگونه کنسرت‌ها به امور خیریه و کمک به مستمندان اختصاص می‌‌یافت. در سال 1289 ه.ش برای ضبط صفحه به همراه درویش خان (تار) و باقرخان رامشگر (کمانچه) و اسدالله خان (تار و سنتور)، حسین هنگ آفرین (ویولن) و رضا قلی خان (آواز و تنبک) و حبیب الله شهردار (پیانو) و اکبر خان (فلوت و قره نی) به لندن رفت. این سفر از راه روسیه انجام گرفت و در بین راه گروه در شهر رشت توقف داشته و به تقاضای مجاهدان مشروطه سه شب به اجرای کنسرت پرداختند. طاهرزاده یک بار هم به همراه درویش خان و باقرخان رامشگر و اقبال السلطان (آواز) و عبدالله دوامی (تصنیف و ضرب) برای ضبط صفحه گرامافون عازم تفلیس شد و آنها علاوه بر ضبط صفحه دو شب نیز در سالن تئاتر گرجستان کنسرت برگزار کردند. با فروش صفحات مذکور در ایران شهرت سیدحسین طاهرزاده افزایش یافت و به چهره‌ای شناخته شده در میان خوانندگان آن دوره تبدیل گشت. طاهرزاده خوانندگی را شغل و پیشه خود نمی‌ندانست، از این رو در دوران میانسالی و کهولت فقط در جمع دوستان به آواز خواندن می‌‌پرداخت. در سال‌های پایانی عمر چاپخانه‌ای به نام سپهر تأسیس کرد و به کار فرهنگی چاپ مشغول شد. سید حسین طاهرزاده در همان سال‌ها عضو شورای عالی موسیقی رادیو بود. سیدحسین طاهرزاده خواننده‌ای صاحب سبک بود که هم در اجرای قطعات آوازی و هم تصنیف‌ها و قطعات ضربی تبحر داشت.

دانلود قطعه آوازی در شوشتری

آواز استاد حسین طاهرزاده به همراهی فلوت اکبر خان

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1289 (1909 م) در لندن

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:36 |

رضا قلى ميرزا ظلى در سال ۱۲۸۵ شمسى متولد شد. در كودكى، پدرش درگذشت و زير نظر برادر بزرگترش على ‏قلى ‏ميرزا پرورش يافت. هنگام تحصيل در دوره ‏ى دوم متوسطه در اداره‏ ى تلفن استخدام شد و سپس به آموزگارى پرداخت. مدتى هم در مدرسه ‏ى زردشتيان تدريس كرد و سرانجام در بانك ملى ايران استخدام شد. ظلى از جوانى صدايى خوش داشت و برحسب اتفاق در رشت با عارف قزوينى آشنا شد. اين آشنايى سبب شد تا ضمن بهره ‏مندى از صداى عارف، با دستگاه‏ هاى موسيقى ايرانى نيز آشنا شود. او مدتى هم نزد اقبال آذر تعليم آواز ديد. شهرت ظلى در سال‏هاى پيرامون ۱۳۱۰ شمسى بود و به‏ خاطر صداى خوش با چند تن از نوازندگان مشهور آن زمان آشنايى و همكارى هنرى پيدا كرد.
در سال ۱۳۱۲ متخصص ضبط صفحه ‏ى گرامافون كارخانه ‏ى كلمبيا (با برچسب سبز) مجدداً براى ضبط صفحه (اين‏بار به‏ صورت برقى) به تهران آمد و تعدادى صفحه ضبط كرد كه در همان كارخانه در اروپا تكثير گرديد. در آن سال صفحاتى از صداى ظلى ضبط شد كه تنها يادگار باقى ‏مانده از آوازهاى او به ‏شمار مى ‏آيد. اين صفحات در مقايسه با صفحات دوره‏ ى قبل كلمبيا (۱۳۰۵ شمسى) با دستگاه‏ هاى مجهز ترى ضبط شد كه از كيفيت صوتى بهترى برخوردار بود و بر اثر افزايش قطر صفحه (كه از جنس كائوچوى شكننده بود) مدت زمان پخش آن براى هر دو روى صفحه از شش دقيقه به هشت دقيقه افزايش يافت.
بر اثر فروش اين صفحه‏ ها ظلى از شهرت بيش‏ترى برخوردار شد و در كنسرت‏هايى نيز شركت كرد. او در اپرت‏هايى كه بيش‏تر توسط حسين استوار (نوازنده‏ ى پيانو) ساخته شده بود به روى صحنه آمد و به خوانندگى پرداخت. ظلى در حدود سال ۱۳۱۶ به بيمارى سل ريوى دچار شد و پزشكان او را از خوانندگى منع كردند و بنا به تجويز آن‏ها براى تغيير آب و هوا مدتى به شيراز و همدان رفت. ظلى توصيه‏ ى پزشكان را گاه ناشنيده مى ‏گرفت و ناگزير به خوانندگى مى‏ پرداخت. در اين مدت كنسرتى نيز همراه با تار على ‏اكبر شهنازى در تهران برگزار كرد. در هنگام جنگ دوم جهانى بر اثر پيشروى بيمارى سل، جسم او بيش از پيش ضعيف شد و در زمستان ۱۳۲۴ بر اثر سرماخوردگى شديد در بيمارستان بانك ملى در تهران بسترى گرديد و سرانجام در ۲۳ بهمن ۱۳۲۴ درگذشت.
 

دانلود قطعه آوازی در مایه اصفهان

آواز استاد رضا قلی میرزای ظلی به همراهی پیانو استاد مشیر همایون شهردار

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1312 در تهران

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی ماه 1388

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 13:35 |